Untitled-01
جستجو
Close this search box.

روایت یک از هزاران/ شهیدی که حضور در جبهه را بر همه ثروت ها ترجیح داد

1100shahid.ir 1393 117پدر عبدالرحیم از او خواست در ازای مالکیت یک فروند کشتی دست از جبهه و جنگ بکشد اما وی بی اعتنا به تعلقات و وابستگی های دنیوی به قلب دشمن تاخت و شهد شیرین شهادت را نوشید.

 

 

به گزارش سرویس «حماسه و دفاع» شهدای کازرون، پدر شهید عبدالرحیم ملا علی زاده نصاری از اشراف منطقه کوت شیخ خرمشهر بود به همین دلیل وضعیت مالی آنها بسیار خوب بود.

وی که به عبدالرحیم عشق می ورزید، دارای چندین فروند لنج، یدک کش و کشتی دریایی بود.

عبدالرحیم نیز فردی معتقد و مقید بود، او نزد پدر کار می کرد، زمانی که پدرش کمک خرجی او را می داد، رحیم به اندازه حقوق یک کارگر پول برمی داشت و مابقی را به پدر پس می داد.

او به ثروت پدر طمعی نداشت، فردی مهربان و رئوف بود و به همه احترام می گذاشت.

از زمانی که با او در دوران طاغوت آشنا شدم تا زمان شهادت شاهد تندی و پرخاشگری او نبودم.

همیشه در حال شوخی و خنده بود.

یادم است قبل از پیروزی انقلاب وقتی پدر عبدالرحیم لباس گرانی را از کویت برای او سوغات می آورد، وی حاضر به پوشیدن آن لباس نمی شد.

عبدالرحیم پولی را که از دسترنج خود بدست می آورد، میان کپرنشینان منطقه تقسیم می کرد.

وی علاقه ای خاص به شهید مطهری بود بنابراین کتاب های او را بسیار مطالعه می کرد.

روزهای نخست اشغال خرمشهر توسط بعثی ها بود و خانواده عبدالرحیم در مشهد سکونت داشتند، او تصمیم گرفته بود به جبهه رود.

روزی پدر او به تهران آمد و در دیداری که با دوست عبدالرحیم داشت و در حضور پسرش از او خواست، عبدالرحیم را راضی کند دست از جبهه و جنگ بردارد و حتی برای این پیشنهاد، حاضر بود یکی از کشتی های خود را به عبدالرحیم دهد.

اما عبدالرحیم در واکنش به این درخواست پدر سر را پایین انداخت و بدون هیچ سخنی از اتاق بیرون رفت.

دوست عبدالرحیم به پدر او گفت که عبدالرحیم علاقه شدیدی به جبهه و جنگ دارد و بعید است با چنین درخواستی موافقت کند.

عبدالرحیم در اطلاعات عملیات سپاه خرمشهر مشغول خدمت بود.

** اسیر کردن خلبان عراقی به دست عبدالرحیم

عملیات بیت المقدس شروع شده بود، یک یا دو روز قبل از شهادت سید عبدالرضا موسوی فرمانده سپاه خرمشهر، عبدالرحیم و حمید انباشی با موتور از منطقه سلمانه در نزدیکی دارخوین به سمت خرمشهر در حرکت بودند که میگ عراقی منطقه را بمباران کرد.

در همان لحظه، هواپیمای دشمن توسط رزمندگان مورد هدف واقع شد.

خلبان با چتر نجات در حال فرود آمدن روی زمین بود که عبدالرحیم به حمید گفت، نگاه کن خلبان دشمن را.

هر دو با موتورسیکلت به سمت خلبان حرکت کردند، با توجه به حرکت باد خلبان تلاش کرد تا در خطوط عراقی ها فرود آید ولی نتوانست.

عبدالرحیم به پاهای خلبان که در حال فرود بود، آویزان شد و او را به پایین کشید، پس از دستگیری ، او را تحویل سپاه داد.

عبدالرحیم در عملیات بیت المقدس بعنوان نیروی اطلاعات عملیات سپاه خرمشهر شرکت کرد.

او در مرحله دوم عملیات وقتی که برای شناسایی به معبر رفت با میدان مین مواجه شد؛ میدانی که تا آن لحظه شناسایی نشده بود.

عبدالرحیم در میدان مین به دام نیروهای بعثی افتاد و با گلوله تیربار کالیبر هفتادو پنج از ناحیه پیشانی مورد اصابت قرار گرفت و در سن 24 سالگی به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

پیکر پاک او به مشهد مقدس منتقل و در آنجا به خاک سپرده شد.

راوی: عادل خاطری از جانبازان 70درصدی دفاع مقدس
ایرنا

 

دیدگاهتان را بنویسید