این بار که عازم بشوم دیگر گردم را هم نمی یابید

یک قبر بعد از 22 سال مزین به نام شهید شد+عکس

13931278 photoshohadayekazeroonاین بار که عازم بشوم دیگر گردم را هم نمی یابید/خون شهدا جز حاکمیت ولایت فقیه خیری ندارد/خبرشهادتم را سر قبر مادرم ببریدو تبریک بگویئدشاید بشنود و روحش شاد شود

 

 

 

من باب تذکر عرض می کنم که بدانید خونهای شهدا خیری جز حاکمیت ولایت فقیه نیست و ولایت فقیه همان چیزی است که رسول گرامی(ص) امیرمومنان و فرزندان مطهرشان، زهرای مرضیه و زینب ستمدیده (علیم السلام) حیات و مماتشان را بر آن صرف کردند

شهدای کازرون، طلبه شهید شکرالله رضائیان پور پنج ماهه که بود مادرش را از دست داد. دو خاله داشت که برایش نقش مادری ایفا می کردند. دوران جوانیش مصادف شد با نهضت امام. پرشور و انقلابی بعدها رفت حوزه علمیه و طلبه شد. وقتی شیپور جنگ نواخته شد به سمت جبهه ها رفت. خاله اش نقل می کند یک روز با همان لباس خاکی بسیجی آمد خانه مان. تابستان گرم رنگ و روی رخساره اش را ربوده بود. گفتم قربانت برم بنشین تا هندوانه بیاورم! گفت عجله دارم آمده ام سلامی کنم و برم خانه شهید عبدالخالق شعرا. بالاخره مجبورش کردم نشست. پوتین هایش را که باز کرد دیدم پاهایش تاول زده. گفتم عزیزم چرا پاهات تاول زده؟ گفت چیزی نیست! گفتم: فکر نکنی اگر اینجور سرخودت بیاری شهید می شوی، به خودت رحم کن! حالا بزار برات حنا درست کنم بزن به کف پات تا خوب بشه. گفت: رفیقم شهید شده و حنا بزنم که چی؟ این پا چه خوب بشه و چه نشه باید بره خاک بشه، چرا این بار که عازم بشم دیگر گردم را هم نمی بینید چه برسه به تاولهای کف پام!

 

در یکی از نامه های شهید نوشته شده “ از شما دوستان و خویشان می خواهم که پس از رفتن ما در میدان جهاد داخلی و خارجی جهت برپایی پرچم اسلام در گوشه گوشه جهان اسلام، استوار، اهنین و پا برجا بمانید و مبادا که حرکتی مخالف شما را سست کند .

این راه با شهادت رجائی ها، باهنرها و آیت اله مدنی ها و متحمل شدن مصائب  دیگر عملا به ثبوت رسیده است .

من باب تذکر عرض می کنم که بدانید خونهای شهدا خیری جز حاکمیت ولایت فقیه نیست و ولایت فقیه همان چیزی است که رسول گرامی(ص)، امیرمومنان  و فرزندان مطهرشان، زهرای مرضیه و زینب ستمدیده (علیم السلام) حیات و مماتشان را بر آن صرف کردند “۱۱

 

شهید رضائیان پور در یکی از نامه هایش از خانواده اش می خواهد تا بدهی هایش را از صیصدو پنجاه تومان بدهی اش به مدرسه علمیه امیرالمومنین قم گرفته تا ششصدو پنجاه تومان بدهی اش به دفتر آقای مشکینی در قم را از محل حساب شخصی اش در صندوق ذخیره قائم بپردازند تا دینی به گردنش نباشد .

او در انتهای همین نامه اش می نویسد مابقی موجودی این حساب متعلق به امام زمان(عج) است که از محل شهریه ی ۲ سالی که به عنوان طلبه بودم کسب شده است و متاسفانه نتوانسته ام خدمت کنم و امید است که مرگم سربازی در سپاه آن بزرگوار (امام زمان عج ) محسوب شود .

شهید رضائیان پور از پدرش می خواهد تا خبر شهادتش را برای  مادرش بر سر قبر ببرند و به او تبریک بگویند تا شاید بشنود و موجب شادی  روحش گردد.

همچنین از خانواده اش می خواهد تا کتابهایش را به دیگر طلاب هدیه کنند .

شکراله در بخشی از نامه اش خطاب به مردم متعهد به انقلاب نوشته : ” بدانید که شهدا با تقدیم خونشان عملا این وصیت را دارند که ما با پیش کِش کردن جانمان جهت قوام و صدور انقلاب اسلامیمان شما را حافظ و وارث دانستیم که اهمیت ویژه ای دارد ”

شهید از مردم می خواهد تا دیدار با شهدا در قبرستان ها و دعا برای رهبر انقلاب را فراموش نکنند و همواره برای طول عمر رهبر انقلاب نماز بگذارند .

 

حالا همه دیدیم که او رفت و حتی گردش هم برای یادگاری برنگشت اما مادرش حضرت زهرا(س) او را در آغوش گرفت تا جبران سالها تحمل بی مادری را نماید.

13931279 photoshohadayekazeroon

 

منبع: کازرون نگاه

 

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید