متن وصیتنامه شهید محمد قنبریان (کارمند بنیاد شهید). بنام خداوند بخشنده مهربان. و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. خیال نکنید کسانیکه در راه خدا کشته شده اند مردگانند بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگار خویش روزى مى گیرند. پیامى دارم به پدر و مادر خویش و آن اینکه در شهادت من جزع و ناله و زارى نکنید و برایم لباس سیاه نپوشید چون من در راه خدا شهید شدم و شهادت غصه ندارد. من امانتى نزد شما بودم شما بالاخره مى بایست این امانت را به صاحب آن (خداوند) پس مى دادید و چه بهتر که در مسیر شهادت این امانت ادا شود. و خلاف این مطلب باعث شرمسارى است. شب هاى جمعه به مسجد بروید و در دعاى کمیل برایم دعاى خیر بکنید شاید خداوند گناهان مرا ببخشد. پیام به مردم: اى مردم متعهد و متدین در خط امام باشید و از خط امام منحرف نشوید که انحراف از خط امام، انحراف از مسیر اسلام است. توجه به گفتارهاى کذب و یاوه دشمنان نکنید که آنان بالاخص منافقین درصدد ضربه زدن به اسلام عزیز هستند. به امید پیروزى اسلام بر سپاه کفر محمد قنبریان.
بسم الله الرحمن الرحیم
متن زندگی نامه شهید محمد قنبریان (کارمند بنیاد شهید) ؛ “ و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون .” هرگز گمان نبرید که شهیدان راه حق مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدای کریمشان روزی می خوردند ، چون بهرش جان سپرده اند . بار دیگر گلی نو شکفته از گلستان صدق و صفا چیده شد و خزان یغماگر ، قهر و ستم ؟؟ را بباد فنا داد و نه تنها خانواده ای را به سوگ نشاندند بلکه دل دوستان و آشنایان را در آتش غم بسوخت چنان سوختنی که دود فقدانش آسمان بر همگان سایه گستراند و چه زود آن خورشید تابناک ایثارگر را به غروب مرگ کشاند بیست سال از بهار عمرش پیش نرفته بود و دراین مدت از راه حق و عشق به رسالت دین دگر راهی نپیموده بود ، راست قامتی که جانش را به راه اسلام فدا کرد و درخت تناور دین را با خون خویش آبیاری نمود . دریغا کاین گل خوش رنگ و شاداب ، بشد پژمرده در بوستان احباب ، بهار عمر وی از بیست نگذشت ، که با خیل شهیدان رفت و پیوست . رزمنده ای که جان شیرین را به جانان دیرین خویش تسلیم کرد و به تاریخ ۲۸/۱۱/۱۳۶۴ در خط والفجر ۸ فاو جام شهادت را لاجرعه نوشید و روان پاکش با شهداء به معراج عشق پرواز نمود . روحش شاد و راهش پر رهرو باد ویژگی های شهید : شهید محمد قنبریان در ۱۴ اردیبهشت ماه به سال ۱۳۴۴ در شهرستان کازرون متولد شد تولدی که خانواده را در شادی کشاند و در آغوش پر مهر و محبت خانواده پرورش یافت .مولودی که در آسمان زندگی چون خورشید تابناک جهان هستی را به نور خویش فروزان نمود و تاریکی غم و اندوه را از پرتو اشعه های درخشان خویش بزدود غنچه گلی که در چمن زندگی شکوفا شد و بساط نشاط در پهنه باغ و چمن گسترند و مشام جان نازنین پا به عرصه جان گذاشت برای نامگذاری وی بهترین اسماء برای وی انتخاب کردیم او را به نام محمد نامزد نمودیم و این بهترین نامی است که باعث برکت و نشانی از رشادت و بزرگواری و آیتی از افعال پسندیده انسانیت و خصال برگزیده روحانیت است که در خانواده ای متوسط پرورش یافت و به سن ۶ سالگی برای تحصیلات ابتدائی به دبستان بازیار کازرون رفت و تا کلاس پنجم با موفقیت کامل رسانید و سپس وارد مدرسه راهنمائی حکیم شد و در آنجا مشغول به تحصیل گردید و از همان سالی که وارد مدرسه راهنمائی شد ، مواجه با انقلاب اسلامی گردید . او با تمام توان به فعالیتهای گسترده خویش در راه اهداف اسلامی گام موثر برداشت و در راهپیمائی هائی که انجام می گرفت شرکت فعال داشت و از همان سال روحیه شهادت طلبی و مبارزه در او آشکار بود و پس از پیروزی انقلاب به فرمان امام امت مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین در ۵ آذر ماه سال ۱۳۵۸ شرکت فعالانه در این نهاد مقدس داشت و از همان سال فعالیت خود را برای تداوم انقلاب اسلامی گسترش داد و در ستاد مقاومت مسجد شیخ و مسجد شهداء شرکت فعالانه داشت تا آنجائی که در مدرسه بچه ها را جمع می کرد و به بسیج می برد و برنامه ؟؟؟ و برایشان تدارک می دید و به آنها آموزش سلاح می داد و از آنجائی که همیشه عاشق دیدار امام بود در همان سال اول انقلاب که او ۱۳ سال بیش نداشت با مادر خود برای دیدار امام روانه می شدند و ؟؟؟ این سعادت بزرگ گردید و هم زمان با شروع جنگ تحمیلی که او در کلاس دوم راهنمائی مشغول تحصیل بود قلم را گذاشت و سلاح را برداشت راهی جبهه کردستان در منطقه سومار گردید و ماموریت سه ماه خود را با فعالیت چشم گیری انجام داد . خاطرات شهید ، از زبان خودش : در سال ۱۳۵۹ بود جنگ ایران و عراق شروع شد با شنیدن این خبر بلافاصله بعد از مدت کمی به بسیج رفت و ثبت نام نمودم . قرار شد بعد از مدتی به ما آموزش نظامی بدهند و ما را به جبهه اعزام کنند و پس از مدتی ما را به پادگان ارتش بردند و برایم صحبت کردن و لازم آمار گرفتند و بعد از آمارگیری چند دقیقه ای به دور پادگان دویدیم و نرمش کردیم و پس از گذشت چند ساعتی مسئول بسیج آمد و به ما گفت: که آیت الله منتظری پیام داده که دانش آموزان باید به مدرسه بروند و جبهه برای آنان واجب نیست ، سپس وی آمد و دانش آموزان را کنار زد که یکی از آنها خود من بودم و من هر چه به او التماس کردم به جبهه بروم نگذاشت و ناچار به خانه برگشتیم و از آن پس من هر روز به بسیج می رفتم و مسئولین را زیر فشار می گذاشتم می خواستم که مرا به جبهه بفرستند ولی متاسفانه آنان جواب رد به من می دادند و می گفتند که شما دانش آموز هستید و باید صبر کنید تا مدرسه ات تمام شود و در تابستان به جبهه بروی بعد از چند ماهی که گذشت روزی به بسیج رفتم و یکی از بچه های مسئول آنجا به من گفت که اگر می خواهی به جبهه بروی تا ثبت نامت بکنم ، من از شنیدن این خبر خوشحال شدم و فورا مدارکهای خود را تهیه کردم و به بسیج بردم ثبت نام کردم و بعد از گذشت مدتی در تاریخ ۱/۴/۱۳۶۰ به شیراز رفتیم و در آنجا سازماندهی کردند و بعد از چند روزی که در پادگان بودم به ما اعلام کردند که بچه ها آماده باشید بیائید وسائل جبهه را تحویل بگیرید بعد از اینکه وسائل خود را گرفتیم از بلندگو شنیدم که می گفت گروهان چمران جمع شوند ، که می خواهند به جبهه بروند با شنیدن این خبر بچه ها از خوشحالی تکبیر می گفتند و رفتند وسائل خود در جعع کردند و آوردند و بعد از دو ساعت سخنرانی سوار ماشین شدیم و به سوی جبهه غرب حرکت کردیم و در تاریخ ۸/۴/۱۳۶۰ وارد پاوه شدیم از آنجا ما را به خط مقدم بردند و بچه ها را تقسیم بندی کردند و هر چند تائی از بچه ها را یک به قله ای می بردند و من هم در یکی از قله ها مستقر شدم و مشغول مبارزه با دشمنان و صدامیان بودم و با دوستان از جمله علیرضا طهماسبی و گلستان و اصغر شجاعی و صمد فخار و بعضی از بچه های دیگر که همسنگر بودیم بعضی اوقات به شهر می آمدیم و خرید می کردیم .بالاخره بعد از گذشت سه ماه ماموریت به کازرون آمدیم و پس از گذشت چند مدتی دوباره به جبهه جنوب اعزام شد و در آنجا در شهر سوسنگرد با نصرالله ایمانی در نانوائی آنجا مشغول به کار بودیم و هنگام عملیات به خط مقدم می رفتیم و بعد از آن دوباره به سوسنگرد برگشتیم مشغول به نان پخش بودیم و مدت سه ماه در آنجا ماموریت بودیم و بعد از این مدت به یک منطقه دیگر در جنوب اعزام شدیم و در حمله چزابه و آزادی بستان شرکت داشتم و بعد از عملیات به مرخصی رفتم و بعد از چند روزی دوباره به جبهه اعزام شدم و بالاخره در اکثر عملیاتها در جبهه ها حضور داشتم و همگام با رزمندگان به مبارزه علیه صدامیان شرکت داشتم و در عملیات طریق القدس بود ، در مرحله اول آزادی خرمشهر که مشغول مبارزه بودم از ناحیه پا مجروح شدم مرا به پشت خط سپس به یکی از بیمارستانهای تهران (بیمارستان نیرو هوایی و سپس بیمارستان سید مصطفی خمینی) بستری کردند و بعد از گذشت چند ماه در بیمارستان به شیراز اعزام شدم و دوباره در یکی از بیمارستانهای شیراز مرا بستری کردند که حدود ۸ ماه طول کشید تا پاهایم بهتر شد و توانستم دوباره به جبهه حق علیه باطل بروم و سپس از گذشت چند ماه به خاطر عشق و علاقه زیاد به خانواده های شهدا و فرزندان و همسران آنان در ارگان بنیاد شهید این ارگان مقدس که از قطره قطره خون شهدا تشکیل شده بود مشغول به کار شدم تا شاید بتوانم خدمتی به امت شهید پرور و ادامه راه این گلگلون کفنان باشم . هر چند که ما هر کاری بکنیم به انداز یک لحظه رزمندگان در جبهه های نمی شود .اخلاق و سجایای شهید : هنور به حد تکلیف نرسیده بود که فرائض نماز و روزه را با شوق وافر انجام می داد اخلاق و سجایای معنوی این شهید اثر جاوید که رفتار و کردارش بیانگر ؟؟؟ نیست و نمائی از پاک و بی آلایشی اعمال اوست و نمود را یکی از صدق و صفای درونش به شمار می رود ، صبحگاه که سر از خواب بر می داشت پس از اداء فریضه نماز و تعقیبات مشغول خواندن زیارت عاشورا می شد و پس از انجام این عبادات کمی صبحانه می خورد و راهی بنیاد شهید می شد . با اینکه از ناحیه پا معلول و مجروح شده بود ولی با عشق زیاد و پشتکار گرم مشغول به کار خویش می شد و به هنگام کار خویش می شد و به هنگام شب پس از اداء نماز مغرب و عشاء با دوستانش در مسجد و در کوچه های شهر پاسداری می داد . همچنین هنگام خواب همیشه سوره واقعه را قرائت می نمود و همچنین به ما سفارش می کرد که از دروغ و غیبت پرهیز کنید با اقوام و خویشان صله ارحام را انجام دهید و امام امت را دوست داشته باشید او را تنها نگذارید دعای خیر برای ایشان کنید .سرانجام محمد پس از یک سال و چند ماه در جبهه به طور مداوم در عملیات والفجر ۸ به سال ۱۳۶۴ در جاده فاو ام القصر مفقودالجسد گشت .روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام
این پایگاه جامع، به منظور زندهنگاهداشتن یاد و خاطره شهدای والامقام شهرستان کازرون، راهاندازی شده است. در اینجا، شما میتوانید با زندگینامه، وصیتنامه، خاطرات، عکسها و فیلمهای این عزیزان آشنا شوید و در بخش تقویم شهدا، با تاریخ پرنور شهادتشان همراه گردید.
همچنین، در قسمت حماسه و جهاد، مروری بر رشادتها و از خودگذشتگیهای این شاهدان راستین خواهید داشت.
ما تلاش میکنیم تا میراث گرانبهای شهدا را برای نسلهای امروز و فردا حفظ و ترویج کنیم.