بسم الله الرحمن الرحیم
متن وصیت نامه جهادگر شهید محمد حسین ابونصری:
نصرمن الله وفتح قریب
با سلام ودرود به پیشگاه حجت خدا ولی عصر آقا امام زمان وبا سلام برنایب برحقش خمینی کبیر وبا سلا وتهمیت به روان کلیه شهیدان صدر اسلام از بدر تا کربلای ایران این حقیر کوچکتر از آن هستم که بخواهم وصیتی یا رهنمودی به شما عزیزان بدهم چون همه شما اهل علم وتقوی وکمال هستید وآگاهی شما نسبت به من بیشتر است عزیزان این جنگی که بین ایران وعراق بوقوع پیوسته جنگ بین کفر است با اسلام امروز ابرقدرتها مانند آمریکا وشوروی واکثر کشورها به صدام کمک مالی وجانی می کنند وهر نوع سلاح مدرنی که می سازند به صدام می دهند لذا این زمان زمان امام حسین(ع)است کفر با تمامی قدرت در مقابل اسلام ایستاده است لذا امروز روز امتحان هست وهر مسلمان ایرانی آزمایش می شود امروز درخت اسلام بخون احتیاج دارد ومن به جبهه می روم که این درخت را با خونم آبیاری کنم خدایا این خون گنهکار وناقابل من به شایستگی بپذیر،خدایا من از این جا حسرت می خورم که عمر خود را با غفلت گذراندم ونتوانستم به خوبی تو را بشناسم خدایا تنها امیدم به فضل ورحمت تو است خدایا مرا نسبت به گذشته نسنج ومرا نسبت به آینده بسنج وصیتم به امت شهید پرور این است که عزیزان امام را تنها نگذارید چون او فرزند زهرا(س)ونایب امام زمان(عج)است اگر او را دوست داشتید وبه او متمسک شدید بدانید که بهتر به راه راست هدایت می شوید زیرا اگر آنها را از دست دادید راه راست را گم می کنید پیامی که برای مردم روستایم گرگنا دارم این است که برادران جوان نکند در رختخواب ذلت بمیرند زیرا علی اکبر وقاسم در میدان رزم به شهادت رسیدند برادران مبادا در غفلت وخارج از یاد خدا بمیرید زیرا شهدای ما وائمه معصومین با ذکر ویاد خدا شهید شدند وپامی به مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه ها جلوگیری کنید وبگوئید ما شما را بزرگ کرده ایم واگر به جبهه رفتید شیرمان حلالتان نمی کنیم زیرا امام امت فرموده اجازه پدرومادر شرط نیست که فردا در محضر خدای یکتا محاکمه خواهید شد وباید جوابگوی زینب واهل بیت باشید زیرا زینب هفتاد ودو تن را از دست داد او را به اسیری بردند او را زندان کردند ودست از دین خدا برنداشت وطوری سخنرانی کرد که کاخ ستم را فرو ریخت حال وظیفه شماست که مانع آنها نشوید وحجاب خود را حفظ کنید زیرا ارزش زن در حفظ حجاب اوست زندگیتان همچون زهرا(س)باشد واز او تقلید کنید وپیامی دیگر به برادران جوان!برادران شما الان جوان هستید قلبتان پاک است و زنگار ترده است وشما می توانید بهترین فرد شوید لذا هیچ وقت خدا را از یاد نبرید که اگر او را از یاد بردید دچار غفلت می شوید برادران عزیز دشمنان اسلام از ار راهی می کوشند که بین شما تفرقه بیندازند وشما را از خط انقلاب وولایت فقیه جدا بسازند بنابراین مواظب خودتان باشید وقدر وعظمت انسانی به اسفل السالفین می رسد مواظب باشید بین شما وروحانیت جدایی نیندازند اگر شما وروحانیت جدا کردند گمراه می شوید برادران به امام امت بیشتر دقیق شوید وسعی کنید عظمت او را درک کنید خود را تسلیم اوامر سازید وهمیشه راست جلو بیائید نخورید اگر فیض شهادت نصیبم گشت آنان که پیرو خط سرخ امام خمینی نیستند وبه ولایت او اعتقاد ندارند برای حقیر دلسوزی نکنند وحتی بر جنازه ام حاضر نشوند اما باشد که دماع شهدا آنان را نیز متحول سازد وبه رحمت الهی نزدیکشان کنند.سلام مرا به رهبرم برسانید وبگوئید تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد وبا خدا پیمان می بندم که با دشمنان او ستیزه کنم تا هنگامی که همه احکام اسلام در زیر پرچم اسلامی امام زمان(عج)به اجرا در آید برادران رابطه معنوی خود را با خدا قوی کنید فقط دل به او ببندید وبه او یقین کنید که او همیشه با شماست.برادران امدادهای غیبی او آشکار است پدرم وهمسرم وبرادران وخواهرانم در شهادت من صبور باشید چون امتحان می شوید مبادا از امتحان خدا برنیائید من امانتی بیش در دست شما نبودم وخدا را بسیار شکرکنید که امانت را به صاحب اصلیش دادید پدر عزیزم مرا عفو کن که در این مدت طول عمر از تو اطاعت نکردم امیدوارم که زحمات شما وخرج هایی که برای من کردید در نزد خداوند به شما اجری عظیم عطا کند واما پدرم مبادا بعد از من شیطان شما را وسوسه کند واز رفتن برادرانم به جبهه جلوگیری کنید بعد از من برادرانم محمد حسن- عیسی- صادق- قلی -محمد- مسلم را به جبهه بفرستید تا از وسواس شیطانی در امان باشند وشناخت آنها نسبت به معبودشان زیاد شود واز مسیر حق منحرف نشوید وقبل از این که شیطان برنفس آنها حاکم شود آنها برنفس وشیطان غالب شوند چون درخت او کوچکی خزان می شود بنابراین قبل از این که آنها خزان شوند جلوگیری از خزان شدن آنها بکن دعا برای امام امت فراموش نکنید چون اگر شما دعا برای رهبر کردید ومستجاب شد باعث خشنودی امام زمان(عج)می شود عزیزان در مراسم روضه-مصیبت وسخنرانی درباره اهل بیت شرکت کنید وبوسیله توسل به آنها دل خود را نورانی کنید چون دوستی اهل بیت بروایتی از امام صادق(ع)گناهان را پاک می کند ودل را نورانی می کن وراه راست را به انسان نشان می دهد در ضمن اگر من شهید شدم در زادگاهم روستای گرگنا در کنار قبر مادرم مرا دفن کنید ودر شهید شدن من برایم گریه وزاری نکنید چون خون من از خون علی اکبر رنگین تر وعزیزتر نیست وفقط از درگاه خداوند برایم طلب آمرزش کنید وشبهای جمعه مرا فراموش نکنید بروی مزارم بیائید وروح مرا با صوت قرآن شاد کنید واگر خواستید فاتحه ای برایم بخوانید بقصد همه شهداء بخوانید همیشه بعد از نافله ها دعا برای امام ورزمندگان فراموش نکنید.خداوندا- تو آگاهی به حالم که من عبدی گنهکارم ذلیلم-خداوندا قبولم کن به لطفت- گناهانم ببخشا تو به فضلت- خداوندا کریمی غفوری ورحیم گنه بنده عاصی- تو بجان خامس آل ابا ببخش مرا- گر نبخشی وبرانی مرا از غضبت- به کجا روکنم آخر که مرا جای دهد،….
در ضمن اگر من شهید شدم بجای مادرم یک قالب یخ برمزارم بگذارید یا یک مشک آب ودو طرفش سوراخ کنید تا بجای مادرم گریه کند واز وقتی کهمن شهید شدم پدرم وظیفه شماست که سرپرستی خانواده ام به عهده بگیرید ومخصوصاً همسرم ودخترم وبرادرانم،پدرم مبادا که بعد از من برادرانم وخواهرانم وهمسرم از دست شما ناراحت شوند که روح من ناراحت می شود وسلام مرا به عموهایم ودائی هایم وخاله هایم وپدربزرگ ومادربزرگم برسانید وبه جای من برادرانم وخواهرانم یک به یک دیده بوس نمائید وهر کس از من طلبکار است به خانواده ام مراجعه کند.والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته محمد حسین ابونصری خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار.
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید محمد حسین ابونصری
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
شهید محمد حسین ابونصری در سال۱۳۴۲ در روستای گرگن در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود واز همان ابتدا تحت تعلیم وتربیت پدرومادر قرار گرفت او دوران کودکی را در محیطی ساده وپاک وبی آلایش دوراز هر نیرنگی در روستا سپری نمود دوران ابتدایی را در همان روستا به اتمام رسانید شهید از دوران کودکی چون علاقه به تحصیل داشت وبا آن همه مشکلات وکار در مدرسه راهنمایی شهید شیخیان دوران تحصیلات راهنمایی را شروع نمود محمد حسین از همان موقع جهت کمک به مخارج تحصیل در اوقات فراغت وتعطیلی به کارهائی که از عهده آن برمی آمد می پرداخت.ولی دیری نپائید محمد حسین به دلائل مشکلات خانوادگی وفقر نتوانست به تحصیل ادامه دهد ودر اواخر سال تحصیل را رها نمود وهمیشه از این مسئله بسیار تاسف می خورد وسپس جهت گذرای زنگی وکمک به خانواده اش به کارگری وکارکردن در جوشکاری پرداخت.همزمان با انقلاب شکوهمند اسلامی خود چون فقر ومحرومیت را چشیده بود همزمان با دیگر دوستان در مازرون به فعالیت های انقلابی وتبلیغاتی همراهی با جوانان حزب الله روستائی جهت سرنگونی رژیم ؟؟پهلوی پرداخت واز همان اوائل انقلاب می گفت دوران حکومت یزید بسر رسیده است با این که سن چندانی نداشت شدیداً در تظاهرات شرکت می کرد وهمگام با دوستان وبرادران روستائی همچون شهید علی نقی ابونصری در بیداری وآگاه نمودن مردم دوستانش نقش بسزائی داشت.تا این که انقلاب اسلامی با خون هزاران شهید ومعلول به ثمر رسید شهید اکثراً در مراسم دعای کمیل ونماز جمعه شرکت می نمود ومی گفت شرکت در نماز جمعه مشت محکمی است بردهان یاوه گویان واستکبار جهانی تا این که در سال۱۳۵۹ صدام این مزدور سرسپرده به دستور اربابان خود جنگ را برامت قهرمان ومسلمان ایران تحمیل نمود شهید با این که سنش اقتضا نمی نمود جهت اعزام به جبهه به بسیج کازرون مراجعه نمود ولی به علت کمی سن با اعزام وی مخالفت شد واین مسئله محمد حسین را خیلی زجر می داد اما روح فداکاری وایثارگری در راه اسلام اجازه ماندن به وی را نمی داد به هر وسیله عازم جبهه شد در اولین ماموریت در عملیات آزاد سازی بستان شرکت فعالانه داشت وفداکاری ها نمود شهید مدتی در جبهه می ماند وچند روزی به روستا برمی گشت اما طولی نمی کشید که مجدداً به جبهه مراجعت می نمود به او می گفتند حداقل مدتی بمان واستراحت کن شهید در جواب می گفت ما وقتی استراحت می کنیم وخیالمان راحت می شود که اسلام در سرتاسر جهان حکم فرما شده باشد وهر وقت که از جبهه به روستا برمی گشت از خاطرات شیرین جبهه وامدادهای غیبی والهی برای همگان تعریف می کرد وهم دوره های خود را تشویق می نمود که به جبهه بروید وحیف است که شما در رختخواب بمیرید با این که نزدیکان ودوستان شهید مدام در جبهه به شهادت می رسیدند هیچ چیز مانع از جهاد وی نمی شد وحتی ؟؟می گردید ودائم اصرار می نمود که جوانان به جبهه بروید ودر خانه نمانید محمد حسین همسنگران وعزیزانی همچون علی نقی ابونصری،نگهدار جوکار وخیلی از دوستان دیگر را از دست داد اما هیچ وقت در روحیه وی هیچ گونه اثری نداشت.شهید داوطلبانه به عنوان پاسدار وظیفه خدمت مقدس سربازی را در جبهه وپشت جبهه به اتمام رسانید در مرداد ماه سال۱۳۶۳ عزیزترین ونزدیک ترین کس خود را در زندگی یعنی مادرش را که او را بسیار دوست می داشت از دست داد ومحمد حسین را به سوگ خود نشاند و۶برادر ودو خواهر کوچک برای محمد حسین به یادگار گذاشت شهید در سال۱۳۶۴ با دختر عموی خود ازدواج نمود وسرپرستی خواهر وبرادران یتیم خود را رسما به عهده گرفت وبعد از ازدواج چون ناراحتی وی از طرف خواهران برادران آسوده شد مجدداً رفتن به جبهه را شروع نمود ودائماً در جبهه بود که جبهه های جنگ وعملیات مکرر از انتهای غرب تا ابتدای جنوب ایران اسلامی خود گراه این واقعیت است محمد حسین در سال۱۳۶۴ به عضویت سنگرسازان بی سنگر(جهاد سازندگی)کازرون درآمد که همیشه در خط مقدم در جبهه های جنوب بود وخیلی کم به مرخصی می آمد بارها می گفت اگر ازدواج نکرده بودم وبخاطر برادران وخواهرانم نبود تا پایان جنگ وتا زمانی که زنده بودم به مرخصی نمی آمدم در دی ماه۱۳۶۵ همزمان با شهادت پسر عموی محمد حسین بنام پاسدار رشید اسلام علی نقی ابونصری خداوند فرزند دختری به شهید عطا فرمود ومحمد حسین خوشحال شد وگفت خدای را شکر می گویم که فرزندی به من عطا فرمود تا بعد از خودم به یادگار بماند.محمد حسین در مراسم پسر عموی خود چند روزی ماند ومی گفت با شهادت این عزیزان مسئولیت ما دو چندان می شود وما باید این مسئولیت ها را به نحواحسن انجام دهیم وادامه دهنده راهشان باشیم ومن باید بروم واسلحه علی نقی را به دست بگیرم ونگذارم روی زمین بماند به همین منظرو مجدداً با عزمی راسخ وراده ای آهنین رهسپار جبهه های نبرد نور علیه ظلمت گردید وپس از گذشت حدود نزدیک به سه ماه به مرخصی آمد وبرای آخرین بار از خانواده ونزدیکان خداحافظی نمود وگفت اگر خدا بخواهد این دفعه دیگر برنخواهم گشت.شهید خیلی دعا می کرد وآرزویش این بود که در راه اسلام شهید شود به هم دوره های خود می گفت این جان ما در مقابل اسلام با آن همه عظمت چه ارزشی دارد که این قدر برایمان عزیر است مگر حسین(ع)سرور آزادگان خود و۷۲تن از بهترین یارانش را فدای اسلام نمود آیا خون ما از علی اکبرها،قاسم ها علی اصغرها وحبیب بن مظاهر ها رنگین تر است مگر نه قاسم شب عاشورا به سالار شهیدان گفت شهادت برایم از عسل شیرین تر است پس وای برما اگر در رختخواب بمیریم از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون این همه شهید اسیر ومعلول داده ایم چگونه ساکت بمانیمونسبت به جنگ بی تفاوت باشیم ومی گفت خدایا مرگم را شهادت در راهت قرار بده ومن این راه را آگاهانه وبا کمال میل از روی خلوص نیت قبول کرده ام پس خدایا مرا به خودم وامگذار وکمکم کن که بتوانم به نفسم غلبه کنم وخدمتم- حرکتم- مرگم خالصانه برای تو ودر راه تو باشد.شهید در جبهه بود که یکی از نزدیکان وی بنام شهید نگهدار جوکار در عملیات کربلای هشت به درجه رفیع شهادت نائل آمد وطولی نکشید که نامه ای برای خانواده شهید جوکار فرستاد وشهادت فرزندشان را به آنان تبریک گفته واضافه کرده بود ما راه این عزیزان را ادامه خواهیم داد وبالاخره محمد حسین در تاریخ…..در حین ساختن دکل دیده بانی توسط بعثیون کافر ناجوان مردانه مورد هدف کاتیوشا قرار گرفت وبه آرزوی دیرینه خود یعنی در جوار حسین بودن نائل آمد وعاشقانه با روحیه ای والا به سوی معبود خود شتافت وچه با عظمت این سنگر ساز بی سنگر به آرزوی خود جامه عمل پوشیانید وبه آنچه می خواست وآرزویش را داشت رسید.روحش شاد ویادش گرامی باد.
این پایگاه جامع، به منظور زندهنگاهداشتن یاد و خاطره شهدای والامقام شهرستان کازرون، راهاندازی شده است. در اینجا، شما میتوانید با زندگینامه، وصیتنامه، خاطرات، عکسها و فیلمهای این عزیزان آشنا شوید و در بخش تقویم شهدا، با تاریخ پرنور شهادتشان همراه گردید.
همچنین، در قسمت حماسه و جهاد، مروری بر رشادتها و از خودگذشتگیهای این شاهدان راستین خواهید داشت.
ما تلاش میکنیم تا میراث گرانبهای شهدا را برای نسلهای امروز و فردا حفظ و ترویج کنیم.