آیکن سایت

شاهدان حماسه شهرستان کازرون

امروز: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۶:۳۸

شماره پرونده شهید در سایت: ۳۴۳
شهید محسن (فرشید) خسروی
فرزند خان میرزا
شهید محسن (فرشید) خسروی
📅
1341/01/01
تاریخ تولد
📅
1364/11/28
تاریخ شهادت
📍
جاده فاو ام القصر
محل شهادت
محل تولد
کازرون
وضعیت تأهل
متاهل
مسئولیت
فرمانده گردان
نحوه شهادت
مفقودیت
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
محل دفن
مفقودالجسد

وصیتنامه فرمانده شهید محسن خسروی

من المؤمنین رجال صد قواما عاهد و الله علیه فمنهم من قضی لحبه و منهم من ینتظرو ما بدلو تبدیلا (قرآن کریم/ احزاب ۲۳)

خدایا: تو خود بگو تا بنویسم، چرا که هیچ نمی‌دانم و هیچ آگاهی ندارم، حمد و سپاس مخصوص ذات اقدس احدیت می‌باشد که به بندگان روسیاه و طغیانگرش نعمات بیشماری ارزانی داشت، نعمت انقلاب و امام و جنگ و جبهه، تا راه هدایتی باشد از برای آنان که برگردند به آغوش دوست.

اینجانب: محسن خسروی فرزند میرزا بعنوان یک مسلمان ایمان آورده به یکتائی حق و وجود قیامت خود را معرفی می‌کنم: و ندای شهیدان را سر می‌دهم که این مهم را از برادر شهیدم احمد رضوانی به ارث برده‌ام، اشهد ان لا اله الا الله- اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله. این وصتنامه را زمانی شروع به نوشتن کرده‌ام که چند روزی شاید بیشتر به عملیات نمانده باشد، در شب جمعه با آن همه عظمتش شب جمعه‌ای‌که بسیار از دستم رفته و قدر ندانسته‌ام لکن این بار فریب شیطان نمی‌خوردم و این شب را آخرین شب جمعه عمرم به حساب می‌آوردم- چرا که دیگر از زیادی گناه خسته شده‌ام پشتم شکسته و روحم سیاه و دستم تهی است و این بار می‌روم تا شاید در این بیابان خشک و بی‌آب و علف، صحرایی از دوست بشنوم این بار باید آنقدر بگردم تا شاید به محل در دوست برسم، سراغش را از هر کس می‌گیرم با هر قیمتی که شده، دیگر تاب و تحمل طغیانگری نفس اندازم، ای نفس ملعون مرگت باد که عمری است مرا سرگردان و پریشان ساخته‌ای عمرس است که از مولایم جدایم کرده‌ای و داغ سنگین و جانسوز فراق را بر دلم نهاده‌ای اما بس است، بخدای شهیدان قسم آنقدر می‌مانم که به هدف مقدسم برسم یا دیدار دوست و یا زیارت عاشق دوست (حسین (ع)) در این سفر احساس نزدیک شدن و پیوستن به او در روح و روانم ظاهر شده (سبحان‌الله)

ای مردم، ای جوانان گناهکار و ای ناامید شدگان درگاهش: بدانید و به همه بگویید که لطف و رحمت حق حساب و کتاب ندارد باز هم بیایید بالاخره بار آخر در رحمت گشوده می‌شود و همگی اهل نجات می‌شویم بیایید ای جوانان سرگردان که من هم مثل شما بوده‌ام من هم در این دنیا آواره بوده‌ام.

ای دوستان عزیزم: ناامید نشوید که موجب هلاکت شما است خودش فرمود از رحمت من قطع امید مکنید.

فراموش نکنید که بنابه فرموده رهبر کبیر: عزت و شرف ما در گرو همین جنگ است.

شما را ندارم چرا که شرمنده‌ام در قبال آن همه زحمات شما. نمی‌دانم دیگر شما را زیارت می‌کنم یا نه خصوصاً شما پدر محترم که خود در جبهه حضور دارید. موفقیت و سربلندی شما را آرزومندم و از شما حلالیت می‌طلبم. مادرم می‌دانم که غم و اندوه جدائی سرداری دلیر را بر دل داری می‌دانم که شهادت جوانم ردت حمزه قامتت را خم کرد و پشتت را شکست اما باز تحمل کن چرا که اسلام و قرآن از خون حمزه و من عزیزتر و والاتر است صبر کن و افتخار کن بر چنین صبری در راه رضای مولا.

و از شما برادران عزیزم، عنایت- مصطفی و مهدی حلالیت می‌طلبم و از اینکه حق برادری را نسبت به شما ادا نکرده‌ام شرمنده‌ام فقط این را بدانید که فریب دنیا نخورید. پاکدامنی و رعایت حجابتان والاتر و پرارزشترین دستگیره اخرویتان می‌باشد.

همسر مهربانم: در این چند سال با تمام گرفتاریها و جداییها با من ساختی و حق همسری را رعایت کردی لکن وظیفه بالاتر تربیت و پرورش دو فرزندم می‌باشد در مورد خوب کوشا باش خدا نگهدارت باشد.

و شما ای دوستان بهتر از برادرم من خد اعتراف می‌کنم که حق دوستی را رعایت نکرده‌ام، حلالم کنید اگر به آرزویم رسیدم تابوتم را همانجاییکه جنازه برادرم حمزه را زمین گذاشتند بر زمین بگذارید تا آخرین باز با پدر و مادر و اقوام و خویشان و خصوصاً دوستانم وداع کنم تا همه مردم ببینند که پیروزی اسلام در گرو خون است و خون ما دو برادر از خون حسین و عباس رنگینتر نیست% هر کس که امام عزیزم را قبول ندارد و حمایت نمی‌کند در مراسم تشییع جنازه‌ام شرکت نکند.

(خدایا به پهلوی شکسته زهرای بتول امام امت را تا ظهور امام عصر(عج) در پناهت محافظت فرما)

بتاریخ ۱۷/۱۱/۶۴

شب جمعه (نهر علم) اروند

زندگینامه شهید:

شهید محسن خسروی، در خانواده مذهبی و مؤمن دیده به جهان گشود و از همان اوایل کودکی، تمام وجودش به مسائل مذهبی آشنا بود.

او همیشه دوست داشت روحانی بشود و روضه حسین(ع) بخواند. محسن در سن ۶ سالگی وارد دبستان مرآت شد و دوران دبستان را با موفقیت گذراند و وارد مدرسه راهنمایی شهید محسن‌پور شد. پس از سه سال موفقیت وارد دبیرستان مجرد می‌شود. محسن از زمانی که وارد دبیرستان شد مرحله جدیدی از فعالیت خود را آغاز کرد. شبانه به پخش اعلامیه‌های امام می‌پرداخت و در هفته دو روز به مدرسه نمی‌رفت و کارگری می‌کرد و درآمدش را صرف خرید اسلحه و مهمات برای برادران مبارز آن موقع می‌داد.محسن بوسیله کلتی که خریده بود، چندین بار بطرف مأمورین حکومتی تیراندازی می‌کند که مأمورین بلافاصله تصمیم بدستگیری وی می‌کنند ولی موفق نمی‌شوند چندین بار او را به شهربانی می‌برند. و مورد شکنجه‌های فراوان قرار می‌گیرد که آثارش روی بدن او دیده می‌شد. محسن بعلت درگیری با معلمین مخالف انقلاب چندین بار از مدرسه اخراج می‌شود که این کار او را در مبارزه‌اش راسختر می‌کند. او در کلاسهای تفسیر قرآن که مخفیانه تشکیل می‌شد، شرکت می‌کرد و بیش از همه به این کلاسها علاقه داشت. بعد از بیرون آمدن از کلاس، به ارشاد دیگر برادران می‌پرداخت.

محسن بدین حد رسیده بود که در مورد یکی از صحبت های امام راجع به روزه مستحبی، روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه را روزه می‌گرفت.

او در مجلس ختمی که بمناسبت چهلم شهادت حاج آقا مصطفی خمینی به همت شهید حجه الاسلام دانشجو. در مجلس شهدا برپا گردید. شرکت فعال داشت. که بعد از اتمام مجلس. برادران و خواهران به خیابان ریخته که منجر به آتش کشیدن مشروب‌فروشی می‌شود و در همین حین بود که برادر عزیزمان محسن همراه شهید محسن‌پور به طرف سینما حرکت می‌کنند که برادر محسن‌پور بوسیله گلوله دژخیمان شاه به شهادت می‌رسد پس از سقوط حکومت بختیار و سقوط شهربانی کازرون و بتصرف درآمدن شهربانی بوسیله مردم، شهید محسن با برادر شهید علی قاسمی بطرف شیراز حرکت می‌کنند و با کمک نیروهای حزب‌ا… شیراز با شهربانی و ساواک این شهر درگیر می‌شوند که با یاری خدا و همت مردم، شهربانی و ساواک به تصرف نیروهای حزب الهی درمی‌آید.

خصوصیات اخلاقی شهید قبل از انقلاب:

محسن قبل از انقلاب به کار و کارگری علاقه داشت و درآمد حاصل از آن را بین فقرا تقسیم می‌کرد و همیشه افراد خانواده‌اش را به بذل و بخشش دعوت می‌کرد. محسن از اخلاق بسیار خوبی برخوردار بود. بطوریکه در خانواده پدر و مادر، برادران و خواهران و در بیرون خانه دوستان و همسایگان و تمام خویشان مجذوب وی بودند و علاقه زیادی به او داشتند و زندگانی پرافتخارش نسخه‌ای ناتمام است در غایت قلبها.

بمیر ای دوست قبل از مرگ اگر می‌ زندگی خواهی

که ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x