بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید ظهراب رئیسی
شهید ظهراب رئیسی در اول دی ماه ۱۳۴۴ در روستای دوسیران چشم به جهان گشود در سن شش سالگی روانه دبستان گردید ودوران ابتدائی را در دبستان شهید دهقانبا موفقیت بپایان رسانید ودر سال1356 در مدرسه راهنمائی دکتر علی شریعتی مشغول ادامه تحصیل گردید او با مشکلات وگرفتاری های فراوان که همه ناشی از فقر مادی بود دوران راهنمائی را بپایان رسانید ودر خرداد ماه موفق به اخذ مدرک سوم راهنمائی گردید اما به علت فقر مالی خانواده مجبور به ترک تحصیل شد وشروع به کار نمود ودر سال ۱۳۶۰ با تشکیل پایگاه مقاومت شهید چمران در روستای دوسیران عضو پایگاه شده وفعالانه شروع به فعالیت نمود ودوران تازه وشکوفائی را آغاز نمود شهید ظهراب روزها مشغول کار بود وشبها عاشقانه وبه طور مداوم با جدیت هرچه تمام تر ودر تمام ابعاد مشغول خدمت ونگهبانی وفعالیت گردید واز اعضای بسیار فعال وعضو اصلی پایگاه مقاومت شد ودر تمام ماموریت های پایگاه مخلصانه شرکت مستقیم داشت بسیار احساس مسئولیت می نمود ودر حین خدمت به اسلام زندگی خود را به کلی فراموش می نمود به طوری که گاهی برای مدت چند هفته به طور شبانه روزی در پایگاه مقاومت ویا در سپاه پاسداران وهمچنین در کمیته انقلاب اسلامی تامینه همکاری می نمود اخلاق نیکو،تدبیر وعلاقه مندی شدید ایشان به اسلام وانقلاب اسلامی تحرک عجیبی در ایشان بوجود آورده بود تحرکی حساب شده ؟؟؟به طوری که مهره اصلی هر حرکتی در همه جنبه های مذهبی وسیاسی در دوسیران را ایشان تشکیل می دادند تمام جلسات دعا ونماز جماعت ها در مسجد ایشان برنامه ریزی ومهیا می کرد در ماه مبارک رمضان شب ها به طور کلی بیدار بود ودر حال نگهبانی تا اذان صبح پس از پخش اذان صبح به منزل می رفتند مسجد جامع دوسیران ؟؟همیشگی وچهره ای آشنا داشت که با شهادت او هنوز چهره اش در مسجد مجسم است هنوز دست های کشیده او شرحالی که پر از قرآن مجید بود ودر جلسات ختم قرآن در ماه مبارک رمضان قرآنها را وسط مجلس مس گذاشت در نظرها مجسم است هنوز چهره خندان ونورانی او هنگام افطار در غروب های ماه مبارک رمضان در حالی که شربت به دست در میان نماز گزاران از روزه داران پذیرائی می نمود در اذهان می درخشد هنوز اندام رشید او در حالی که با سلاح کلاش حمایل نموده و؟؟فرمان حرکت بود رویای فراموش ناشدنی برادران همسنگر واعضای پایگاه مقاومت است هنوز گویا در چادر ستاد جمع آوری کمک به جبهه پشت میز نشسته وقبض رسید می نویسد شاید هنوز در گوشه ای از مسجد جامع خلوت نموده ونمازی عاشقانه می خواند هنوز برادران منتظرند که او از جبهه برگردد واو را بار دیگر ببینند.شهید ظهراب رئیسی به مدت دو سال در کتابخانه ولی عصر دوسیران عاشقانه وداوطلبانه مشغول خدمت وهمکاری شد وکار ثبت نام وتحویل کتاب به اعضا کتابخانه وتبلیغات مسجد جامع ودیگر مساجد را عهده دار بودند وبه مدت پنج سال به طور مداوم مسئولیت تدارکات پایگاه مقاومت شهید چمران دوسیران را برعهده گرفت وبنحو احسن انجام وظیفه می نمود ودر حفظ وسایل بیت المال نهایت سعی وکوشش را می نمود شهید رئیسی به مدت چهار سال صندوق خیریه امام زمان(عج)دوسیران را اداره می نمود وکار تحویل قبوض به مشترکین ودریافت وجوه از آنها با علاقه مندی تمام را انجام می داد تا این که زمان خدمت سربازی ایشان فرا رسید وعاشقانه وداوطلبانه تصمیم گرفت که از هر راهی که بهتر می باشد خدمت وظیفه سربازی را بپایان برساند این بود که کار خدمت در کمیته را انتخاب ودر شهریور ماه سال1365 برای گذراندن خدمت خود ؟؟خدمت در کمیته انقلاب اسلامی در آمدند وبه منظور گذراندن دوره آموزشی به تهران اعزام شدند پس از گذراندن سه ماه دوره آموزشی در پادگان شهید مصطفی خمینی واقع در رباط کریم تهران خود را برای مبارزه با قاچاقچیان ومنافقان در باختران داوطلب کردند ودر تیپ موسی بن جعفر مشغول خدمت شدند وپس از یک ماه مبارزه وفعالیت بهمنظور پیوستن به گروه چریکی قرارگاه رمضان به سنندج اعزام شدند وسپس به مدت دو ماه در سنندج دوره آموزشی چریکی را با موفقیت پشت سرگذاشت وپس از گذراندن این دوره داوطلبانه به کردستان عراق اعزام گردید ودر تیپ75 ظفر تحت امر قرارگاه رمضان در جنگ های نامنظم چریکی در داخل خاک عراق مشغول فعالیت شبانه روزی گردید ومدت شش ماه در داخل خاک عراق با همکاری برادران کرد عراق در زمینه جمع آوری اطلاعات شبانه روزی فعالیت چشم گیری نمودند ودر چند عملیات پارتیزانی از حمله فتح6-۷ شرکت داشتند پس از طی این دوره موفقیت آمیز وشش ماهه مجددا وارد خاک ایران اسلامی شدند وبه سبب فعالیت های چشم گیری که در این مدت وطی این چند عملیات داشتند از طرف مسئولین قرارگاه رمضان به مدت دو ماه مرخصی تشویقی واستحاقی به ایشان تفویض نمودند وایشان به مرخصی آمدند وی از هر لحاظ الهی شده بود ودارای چهره ای الهی ونورانی بود وماندن در این فضای آلوده به گناه را برای خود مشکل می دانستند وانگار در قفس بودند برای تمام شدن مدت مرخصی روزشماری ودقیقه شماری می کردند وگوئی چیزی به گوشش خورده بود واز چیزی بسیار گرانبها خبر داشت ووعده ای خوشحال کننده به او داده بودند که او می بایست پس از اتمام مرخصی به آن وعده برسد این بود که هنوز یک ماه بیشتر از مرخصی ایشان تمام نشده بود که با شور وهیجانی که از فضای ملکوتی جبهه داشتند رفتن را برماندن ترجیح داده واز یک ماه مرخصی تشویقی خود صرفه نظر نموده ومجدد به کردستان مراجعت کردند به علت اتمام ماموریت های آنها در قرارگاه رمضان به صورت داوطلبانه به مدت سه ماه ماموریت گرفتند وبه جبهه جنوب اعزام گردیدند ودر لشکر روح الله کمیته انقلاب اسلامی در گردان کربلا مشغول خدمت شدند واز آنجا داوطلبانه با اصرار زیاد به خط مقدم شلمچه اعزام گردیدند ودر تاریخ17/ ۶/ ۱۳۶۶ در شلمچه در پاتک دشمن بعثی صهیونیستی عراق به درجه رفیع شهادت نائل گردیدند.روحش شاد ویادش گرامی باد
این کیوآرکد به لینک همین پست متصل است
این پایگاه جامع، به منظور زندهنگاهداشتن یاد و خاطره شهدای والامقام شهرستان کازرون، راهاندازی شده است. در اینجا، شما میتوانید با زندگینامه، وصیتنامه، خاطرات، عکسها و فیلمهای این عزیزان آشنا شوید و در بخش تقویم شهدا، با تاریخ پرنور شهادتشان همراه گردید.
همچنین، در قسمت حماسه و جهاد، مروری بر رشادتها و از خودگذشتگیهای این شاهدان راستین خواهید داشت.
ما تلاش میکنیم تا میراث گرانبهای شهدا را برای نسلهای امروز و فردا حفظ و ترویج کنیم.