لوگو شاهدان حماسه شهدای شهرستان کازرون 1

شاهدان حماسه شهرستان کازرون

امروز: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۷:۱۸

شماره پرونده شهید در سایت: ۳۸۶
شهید صفر غلامی
فرزند غلامعلی
شهید صفر غلامی
📅
1342/01/01
تاریخ تولد
📅
1362/12/12
تاریخ شهادت
📍
طلاییه
محل شهادت
محل تولد
کازرون
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
جانشین فرمانده واحد اطلاعات لشگر
نحوه شهادت
مفقودیت/ تفحص
نوع خدمت
سپاه
عضویت
کادر ثابت
محل دفن
کازرون گلستان شهدا

وصیتنامه شهید:

مسأله اطاعت از ولی فقیه و امام عادل بس عظیم‌تر و مهمتر از آن است که من حقیر وصیت به رعایت آن کنم. بزرگان و علما و آگاهان دین تکیه بر این اصل داشته و شهدا با خون خویش آنرا تثبیت نموده‌اند و در باب ذکر اهمیت این اصل اسلامی همین بس که به عظمت بازیافته و تجدید حیات اسلام بوسیله انقلاب اسلامی واقع شد. در ایران نظر کنیم و در تحلیل خود از این انقلاب، به این نتیجه برسیم که هرچه داریم از امام داریم.

پس برداران و خواهران حزب الهی خدا را شاهد و گواه ناظر بدانید در اطاعت از امام اطاعت از امام، اطاعت از امام و شما برداران پاسدارم و همرزمان بسیار عزیزم می‌دانید که الان شما ارتش امام زمانید و اسلام بجز در صدر تاکنون جنگ آورانی چون شما بخود ندیده است شماها که همان شیران روز و زاهدان شبید و نه که شماها شیرزاحدید در شبانگاهان و روز یاد، شما در قلب مستضعفین عالم را آرام می‌بخشد و تصور حضور شما در جائی پشت دشمن را به لرزه می‌افکند.

مواظب باشید که این میراث برادران شهیدتان را با عناد خود نیالائیم. و از راهشان بدر نرویم که خشم خدا و خلق خدا را در پی خواهد داشت که این تنها عذاب این دنیاست خدا می‌داند که در روز بزرگ قیامت با ما چه کنند.

و درود بر شما برادران بسیج که امید رهبرید و آزادی بخش مظلومان و بازکندگان راه کربلا و قدس. براستی که کسی را یارای وصف شهامت شما نیست، دوست و دشمن بر این نکته متفقند که شما پیروز صحنه‌های پیکارید.

چرا که اتکا بخدا دارید و عاشق شهادتید مرگ را ابتدای حیات جاودان و وصل محبوب خود می‌دانید. گاهی که خود را با شما مقایسه می‌کنم در مقابلتان احساس حقارت می‌نمایم. من حقیر دست همه شما را می‌بوسم، اگر لیاقت آن را داشته باشم چرا که عظمت روح شما را درک کرده‌ام و انتظارم از هر کسی که بنحوی با برداران بسیج رابطه دارد بخصوص از فرماندهان آنها در جبهه‌ها اینست که هرچه بیشتر از پیش احترام آنها را حفظ کنند و برایشان تقدسی در شأن یک مجاهد فی سبیل‌الله قائل باشند.

پدر و مادر عزیزم:

نمی‌دانم با شما چه بگویم، چگونه از شما تشکر و قدردانی نموده و پوزش و معذرت بخواهم همین قدر بگویم که شاید فرزند خوبی برای شما نبودم و این را می‌دانم که انتظاراتی از من داشتید که برنیاوردم.

زندگینامه شهید:

تابستان بود، گرما بیداد می‌کرد در محفلی تاریک و خاموش از صدا کم‌کم، صدای بپاخواست و همزمان با آنصدای کودکی که تازه از مادر متولد می‌شد سکوت را شکست و زار زد، دقایقی گذشت پیرزنی روستائی نوزاد را در دامن لباس خود پیچاند و در گوشش الله‌اکبر و لاإله الا الله گفت نام زیبایش را صفر نهاد.سال ۱۳۴۴ بود پدر کارگر فقیری داشت اما با این وجود از هر فداکاری که مایه پیشرفت فرزندش بود دریغ نداشت. او را بسیار دوست داشت و به همین خاطر بود که همواره مانند شیره جان از وی مواظبت می‌کرد. چون صفر دارای استعداد و زکاوت بی‌نظیری بود پدرش او را برای ثبت نام در کلاس، ابتدائی به دبستان ملی دانش که رئیس آن مرحوم پولادی بود برد. وی او از ثبت نام بخاطر سن کوچکش خودداری کرد، اما بهر نحو بود پدرش رئیس دبستان را قانع کرد که بهر صورت او را ثبت نام کند. وی در این سن کم تحصیلات ابتدائی پنج ساله ابتدائی با کیفیت بالائی بپایان رسانید.

رئیس دبستان در مورد هوش و زکاوت وی بارها به پدرش گفته بود که، بچه‌اش در پیشرفت تحصیلی بی‌نظیر می‌باشد و سفارش می‌کرد تا آنجا که در توان دارد وی را در ادامه تحصیلات یاری نماید.

پس از پایان تحصیلات ابتدائی برای ثبت‌نام کلاس اول راهنمائی به مدرسه راهنمائی طالقانی سابق (شهید بهبهانی) مراجعه نمود اما آنجا نیز از نوشتن نامه وی خودداری کردند و گفتند که سنش در سال کوچک است، بنابراین ناچار شدند تقاضای بزرگ کردن شناسنامه وی را نمایند، پس از آمد و رفت‌های بسیار عاقبت به مقصود رسیدند و او توانست تحصیلات خود را ادامه دهد. سالها می‌گذشت و صفر هر ساله با نمرات عالی و معدل بالا کلاسها را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذاشت تا به دبیرستان نیز راه یافت دوران دبیرستانی وی مصادف بود با شروع انقلاب شکوهمند اسلامی که وی از همان روزهای اول انقلاب فعالیت مستمر در پخش اعلامیه‌ها و نزاکت و شرکت در راهپیمائیهای افشاگرانه برعلیه رژیم ستم شاهی داشت. از دبیرستان به انجمن اسلامی دانش‌آموزان پیوست، در انجمن، اسلامی نیز فعالیت چشمگیری داشت. بوسیله انجمن اسلامی مدرسه بود که فعالیت نظامی خود را آغاز کرد، با تمرینهای مداوم فنون نظامی را با کیفیت عالی فراگرفت. بالاخره دیپلم رشته تجربی را با موفقیت کامل و معدل بالا اخذ کرد. از طریق انجمن اسلامی که وی را از فضای فعال و دارای اخلاق نیکو خود می‌دانستند به عضویت سپاه پاسداران، انقلاب اسلامی کازرون درآمد. در سپاه از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار بود راستی لباس سبز پاسداری به قامت بلند او چه برازنده زیبا بود. او واقعاً به این لباس عشق می‌ورزید. بارها به او گفتند که سپاه را رها کند و به دانشگاه برود اما او همیشه می‌گفت: سپاه از همه چیز برای من مهمتر است او واقعاً هم سپاه از همه چیز برای او مهمتر بود چون بیشتر اوقات خود را در آن بخدمت مردم و اسلام صرف می‌نمود. بالاخره همین عشق بود که وی را به جبهه‌های حق علیه باطل کشاند و در جبهه نیز فعال بود. در سال ۶۲ در عملیات پیروزمندانه خیبر شرکت کرد، در جبهه نیز به او می‌گفتند: لازم نیست به خط اول برود ولی چون عشق بشهادت داشت می‌گفت: نه من باید به جلو بروم و تا آنجا که می‌توانم دشمن را از پای درآورم. در همین عشق بود که وی را به مقصود رساند و در تاریخ ۱۲/۱۲/۶۲ به شهادت رسید.

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x