لوگو شاهدان حماسه شهدای شهرستان کازرون 1

شاهدان حماسه شهرستان کازرون

امروز: ۱۷ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۸:۵۷

شماره پرونده شهید در سایت:۷۷۵
شهید سیدمحمدحسن داستان
رشادت در: جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس)
فرزند سیدحبیب
شهید سیدمحمدحسن داستان
📅
1344/01/01
تاریخ تولد
📅
1363/07/12
تاریخ شهادت
📍
جزیره مجنون
محل شهادت
محل تولد
کازرون
وضعیت تأهل
مجرد
مسئولیت
رزمنده
نحوه شهادت
ترکش
نوع خدمت
سپاه
عضویت
وظیفه
محل دفن
کازرون - امامزاده سیدمحمد نوربخش

بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه شهید سید محمد حسن داستان
ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا والنصرنا علی القوم الکافرین.
بنام الله یگانه پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام برمنجی عالم بشریت مهدی موعود ولی عصر امام زمان(عج) و نایب برحقش امام خمینی و با سلام و درود فراوان به تمامی شهدای صدر اسلام از کربلای حسین گرفته تا کربلای ایران و با سلام و درود فراوان به تمامی رزمندگان که در جبهه های حق علیه باطل و نورعلیه ظلمت با رزم بی امان خودشان پوزه امپریالیسم جهانی را به خاک مالیدند و با سلام گرم و مخلصانه بر خانواده های محترم شهدا و با سلام بر مادران عزیز شهدا که زینب وار فرزندانی همچون علی اصغر را تربیت کردند و با دست خودشان لباس رزم بر تن آنها پوشیدند و آنها هم به جبهه ها رفتند و حسین وار شهید شدند و با خون همین شهدا است که نهال انقلاب اسلامی را ریشه دار می کند. اینجانب سید محمد حسن داستان وصیت نامه خود را به نام الله آغاز می کنم: خدمت پدرومادر عزیزم اول با سلام و بعد با شما چند کلمه ای کار دارم پدرومادر عزیز شما هم در بوته آزمایش الهی هستید حالا نوبت رسیده که چگونه امانت خدا را باز می گردانید آیا از پس دادن فرزندتان به هستی مطلق کراهت به خرج می دهید یا همچون یک امانت دار پاک به عهد خود وفا می کنید و اخلاص می ورزید من که خدا را انتخاب کرده ام و بالاترین سرمایه ام را برای او فدا می کنم انشاءالله و تو ای خواهر و برادر عزیزم بیدار باش و هوشیار که فریب این از خدا بی خبران را نخوری و با چهره هزار چهره شان شک و شهیمه ای در دل تو ایجاد ننماید ای مردم شما جوانانی را از دست داده اید که جزء بهترین جوانان بوده اند و هدفشان حفظ و برقراری اسلام و قرآن است پس شما مردم مدیون خون شهیدانید وظیفه شما در مقابل این خون های پاک بندگی خدا و عمل به اسلام و حفظ وجهه اسلامی انقلاب است امام امت را که ثابت حجت خداست اطاعت کنید و خود را لایق این رهبری سازید مادر جان می دانم اگر من کشته شوم برای تو دردناک است ولی چه می شود کرد دین خدا در خطر است ودر ضمن من هم که مال خدا هستم پس مرا حلال کنید مادر جان حلال کن تا چون پرنده ای آزاد در در آسمان آرزوهایم پروازکنم مرا حلال کن تا خدایم ببخشد مرا مادر جان تو گذاشتی که من به جبهه بروم یادت بیاید آن روزی را که با هم صحبت می کردیم برایت گفتم مادرم مرا آزاد کن مادر جان من در جبهه آزاد بودم آزاد از هر نوع وابستگی و همه چیز را کنار زده بودم و می خواستم که به معشوقم نزدیک شوم و به تو گفته بودم که من عاشق خدا هستم در آخر یک وصیت کوچک دارم اگر شهید شدم مرا غسل ندهید چون ننگ است برای کسی که معلمش حسین(ع) را غسل نداده اند خودش را غسل بدهند پس کفن نپوشانید چون حسین(ع) را کفن نپوشاندند بر مزارم گل نریزید زیرا ؟؟؟ است کسی را که رهبرش حسین(ع) را در میان نیزه و خنجر بیرون آوردند به خاک ؟؟؟ بر مزارم گریه نکنید و اگر هم خواستید گریه کنید برای حسین(ع) گریه کنید و اینک با مردم بگویم که ای یاران شما را به خدا قسم(سوگند) که نکند امام خمینی را تنها رها کنید که به سقوط کشانیده خواهید شد و اگر؟؟؟ تا ابد زیر دست کفار خواهید بود در آخر سلام مرا به خواهران و برادرانم و اقوام و خویشان و دوستان که نمی توانم اسم همه آنها را بنویسم برسانید سلام مرا به همه دوستانم از جمله نادر داودی- محمد کوشکی- حمزه- ؟؟؟- حسین- خلیل- و همه و همه برسانید ناصر- اکبر- منصور- حمید مهرجو- و بقیه که اسم آنها را از یاد برده ام. والسلام
زهر جا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزد همه گویند که تابوت چه سنگین می رود(او جوان است آرزو دارد بر دل)
مادر تو را به جان عزیزت قسم دگر سفید مپوش همه گویند که جوانت مرده سیاه بپوش
مادر با گوشه های جگرم تابوت را زینت ده تا که از زینت تابوت خوش آید مرا
مادر- مادر- مادر
پژمرده شد از باد مخالف چمن من کسی نیست در این ستم شریک ؟؟؟ من
در قربت اگر مرگ بگیرد بدن من آیا که کند قبر و که دوزد کفن من
تابوت مرا جای بلند بگذارید تا باد برد بوی مرا بر وطن من

بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی نامه شهید سید محمد حسن داستان
شهید سید محمد حسن داستان در سال ۱۳۴۴ در یک خانواده اصیل مذهبی در کازرون دیده به جهان گشود در همان دوران کودکی علاقه به درس در چهره او نمایان بود تا این که دوره ابتدایی را دردبستان شهید چمران سپری نمود و پس از طی دوران ابتدایی که تصمیم ورود به مدرسه راهنمایی داشت زمانی بود که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران برهبری قائم مقام عظیم الشان و بت شکن زمان امام خمینی بهاوج رسیده بود،شهید داستان از همان دوران عشق به اسلام بویژه امام و شهادت در وجود نازنین رشد نموده و ریشه دوانیده بود و روح بزرگ و پر عظمتش در کالبد کوچکش سنگینی می کرد و همین روح بلند او باعث شد که در تمام تظاهرات و اجتماعات مذهبی به طور فعال شرکت نماید تا بالاخره این که پس از پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی و گذشت چندین ماه از جنگ تحمیلی کفر حاکم بر عراق علیه ایران اسلامی که تازه و نورس بود آغاز شد و این شهید عزیز همانند دیگر رزمندگان جان برکف به طرف جبهه های حق علیه باطل شتافت و در ابتدا به علت کمی سن بسیج سپاه او را نپذیرفت و به او گفته بودند تو باید درس بخوانی چون مدرسه هم خود جبهه دیگری است ولی او تحصیل در دانشگاه جهاد را بر مدرسه برتری داده لذا بی تابانه همراه با دوستانی چون شهید نبوی زاده و … به هر نحو توانست از طریق بسیج شیراز به جبهه عزیمت نماید. سید محمد حسن در جبهه های مختلفی از جمله دهلاویه،آبادان،کوشک،دشت عباس،عین خوش شرکت کرد همچنین در چند عملیات بزرگ کاملا موفق از جمله بستان،فتح المبین فعالیت داشت. شهید داستان که در اوائل جنگ در گروه جنگ های نامنظم شهید دکتر چمران عضو فعالی بود در صحنه شهادت نیز حاضر و پیکر مطهرش را او و سایر یارانش به پشت جبهه منتقل کردند در اوائل جنگ به مدت ۸ ماه پی در پی در جبهه بود این مدت در طی نامه هائی که می نوشت سفارش او بیشتر به تقوا و دعا به امام و رهبرش بود شهید داستان بهمدت یک سال نیز در جبهه جهاد سازندگی در روستا های اطراف کازرون مشغول انجام وظیفه بود او واقعا مظلوم بود و از همان اوان کودکیش مظلومیت در چهره او مشاهده می شد بخشش و سخاوتی بس عجیب داشت خدایا او این درس ها را از که آموخته بود جای تعجب نیست مظلومیت از جد بزرگوارش امام حسین(ع) سخاوت را ازمولایش علی(ع). سید محمد حسن دارای قلبی پاک و سرشار از عشق و محبت داشت شهید با وجود این که یک سال دیگر به خدمت سربازیش باقی نمانده بود مشتاقانه در سپاه پاسداران ثبت نام کرده و بیدرنگ در ماه مبارک رمضان روز شهادت امام علی(ع) به جبهه عزیمت کرد و علی اکبروار تا آخرین قطره خونش با سپاه کفر جنگید و بالاخره در روز ۱۲ مهر ماه مصادف با هشتم محرم(شب تاسوعا) خون سرخ و مطهرش با خون شهدای کربلا در هم آمیخت و به هدف نهائی خود که شهادت در راه خدا بود نائل گردید. او رفت اما نشان داد که دنیا آزمایشی بیش از جانب پروردگار نیست او رفت اما نظاره گر است که چگونه از خون بناحق ریخته اش پاسداری می شود او رفت و پرده از صحنه دیگر از جنایات یزیدیان تاریخ را کنار زد. روحش شاد و یادش گرامی باد

کیوآرکد اختصاصی این پست

QR Code

این کیوآرکد به لینک همین پست متصل است

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x