شهید سید مهدی منصورزاده در روستای دریس واقع در ۱۰ کیلومتری شمال غرب کازرون دیده به جهان گشود . دوران تحصیل ابتدائی خود را در دبستان عارف دریس گذراند و همواره از شاگردان ممتاز و متشخص مدرسه بود .
دوره ی راهنمایی را در شهرستان کازرون به پایان رساند و در سال ۱۳۵۸ موفق به اخذ دیپلم در رشته ساختمان از هنرستان صنعتی دکتر شریعتی کازرون شد . قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران فعالانه در به ثمر رساندن انقلاب شرکت می کرد و در تظاهرات و پخش اعلامیه های امام و در جلسات مذهبی شرکت میکرد و در این راه مطالعات زیادی داشت.
سید مهدی را براستی باید محیی کتابخانه حسینیه دریس نامید . ماهها با شکیبایی و صبر تمام در آنجا فعالیت می کرد . بدون آنکه تعداد اعضای کتابخانه از انگشتان دست تجاوز کند ولی با پشتکار و اراده ای که شهید در این راه از خود نشان داد و با گرایش بیشتر جوانان و برادران بسیاری به عضویت کتابخانه برآمدند . وی با ترتیب دادن برنامه های سخنرانی و فیلم و کلاس های مذهبی و قرآن و دعوت از برادران متعهد و آگاه به منظور به انجام رسانیدن این برنامه ها از شهرستان کازرون و خود روستای دریس حرکت جدیدی از نظر فکری و اعتقادی در ده بوجود آورد .
آنچه بیشتر از سایر عوامل باعث پذیرش حرف های او می شد عمل او بود . او مرد عمل بود و به راستی ابوذر گونه در صحرا بود سید صادقانه و مخلصانه وظایف و تکالیف الهی خود را انجام می داد و سر سختانه در مقابل هر ناحق و باطلی می ایستاد . در اوائل سال ۱۳۵۸ وی یکی از بنیانگذاران انجمن اسلامی بود که پس از دو سال و اندی فعالیت به دلایلی به پیشنهاد خودش این انجمن منحل شد .
افکار سید خیلی بالاتر از این بود که در محدوده ده یا شهر محصور شود . او جهانی فکر می کرد . او الهی فکر می کرد . به کوهنوردی و آموزش های نظامی علاقه وافری داشت .
بعد از اخذ دیپلم مدتی در حسینیه و کتابخانه دریس که در نزدیکی منزل آنها بود فعالیت و مجاهدت چشمگیری داشت و بالاخره بعد از مدتی راهی بسیج شد و به کسب تعلیمات نظامی پرداخت . اما بسیج به تنهائی روحیه پرخاشگر و جنگجو و تشنه مبارزه او را سیراب نمی کرد و به دین سبب روی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کازرون آورد . این لحظات از عمر او مصادف با اوج تبلور و شکوفائی ایمان و عرفان بود . او تماما از خدا دم میزد، بخاطر رضای خدا می گفت از شهادت و رسیدن به لقاءالله می گفت .
او از سکوت و رکورد در جازدن دل خون بود و تأسف می خورد که چرا بعضی از دوستانش حرکتی از خود نشان نمی دهند و در پی پیشرفت فکری نیستند و هم چنین چرا از بعضی از دوستانش عقب است . اکثر شب ها تا دیروقت در حسینیه دعا می خواند . با خدای خویش راز و نیاز می کرد . او عارف بود و عاشق در عرفان و عشق به معشوق خویش می سوخت و امن ترین راه را شهادت می دانست .
سید مهدی برای اولین بار که راهی جبهه نبرد حق علیه باطل شد در عملیات فتح المبین شرکت کرد و از جبهه که مراجعت کرد اثر زخم گلوله در انگشتانش مشاهده می شد پس برای مدتی در پلیس راه شیراز _ کازرون از طرف سپاه مأمور شد اما آنجا که جای سید نبود و برای تحصیل بارمعنوی راهی جبهه شد ( ۲۲ فروردین ماه ۶۱) و در عملیات حمله بیت المقدس ( آزاد سازی خرمشهر ) شرکت کرد و از ناحیه سینه و پا مجروح شد . همرزمانش فکر می کردند سید مهدی شهید شده است ولی لطف خدا بر این بود که خدمت بیشتری انجام دهد و بعد به فیض شهادت برسد از جبهه مستقیماً به بیمارستان یزد انتقال داده شد .
پس از کمی بهبودی برای استراحت راهی کازرون شد و در مراسم شهادت پسر عمویش سید فرج الله منصور زاده شرکت کرد . مهدی حالت روحانی و معنوی عجیبی پیدا کرده بود و بی تابانه در آغوش کشیدن عروس شهادت می سوخت . هر روز سر قبر پسر عمویش می رفت و جای مزار خودش را در کنار پسر عمویش مشخص کرده بود
ودر قسمتی از وصیت نامه اش می خوانیم که چون پسر عمویم معصوم تر و مظلوم تر از من بود زودتر از من به فیض شهادت رسید . پس از چندی سید برای سومین بار راهی جبهه علیه صدامیان شد وی سرانجام در نوزدهم تیرماه ۱۳۶۱ در جبهه شلمچه به آرزوی دیرینه خود رسید و شربت شهادت را نوشید .
این کیوآرکد به لینک همین پست متصل است
این پایگاه جامع، به منظور زندهنگاهداشتن یاد و خاطره شهدای والامقام شهرستان کازرون، راهاندازی شده است. در اینجا، شما میتوانید با زندگینامه، وصیتنامه، خاطرات، عکسها و فیلمهای این عزیزان آشنا شوید و در بخش تقویم شهدا، با تاریخ پرنور شهادتشان همراه گردید.
همچنین، در قسمت حماسه و جهاد، مروری بر رشادتها و از خودگذشتگیهای این شاهدان راستین خواهید داشت.
ما تلاش میکنیم تا میراث گرانبهای شهدا را برای نسلهای امروز و فردا حفظ و ترویج کنیم.