احسن محمد

شهید: محمد احسن

فرزند: علی

متولد: 1340

محل تولد:

تاریخ شهادت: 1360/07/07

محل شهادت: دهلاویه

عضویت: سپاه پاسداران

محل دفن: کازرون، قطعه یک گلستان شهدا (امام زاده سید محمد نوربخش)

توضیحات: این شهید والامقام اولین شهید خانواده می باشد و در منطقه دهلاویه به شهادت رسیده است

 

عکس شهید

 


 

اشتراک گذاری

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.

نظرات (2)

  • مهمان (عبدالرضا احسن)

    شهيد محمد احسن در سال 1340 در خرمشهر به دنيا آمد از همان كودكي معصوميت عجيبي در چهره و كارهايش بود با كتاب هاي غير درسي بسيار آشنا بود به تحقيق ميتوان گفت بيش از ده هزار جلد كتاب خوانده بود از قبل از انقلاب با شاه مخالف بود تابستانها كار ميكرد لباسهايش هميشه كهنه ولي تميز بود ميوه بسيار كم ميخورد و ميگفت : تا مستضعفي در دنيا هست كه ميوه كم ميخورد به خاطر همدردي با او ميوه كم ميخورم شبها روي تشك نميخوابيد بلكه روي زمين معمولي ميخوابيد در گروه محمد بلالي بود (سردار محمد بلالي كه در جنگ جانباز شده بود ) عضو سپاه پاسداران اهواز بود فرمانده گروه محمد بلالي ، حسين علم الهدي بود و از دوستان و هم سنگران او سردار شمخاني و حاج صادق آهنگران بود ، به دليل تواضع بيش از حد محمد و اينكه امام را هيچوقت نديده بود ياران او ،محمد را اويس قرني صدا ميكردند محمد بسيار از منافقان بدش ميآمد وارادت خاصي نسبت به آيت الله بهشتي و آيت الله مرتضي مطهري داشت وي براي بچه هاي اطراف كازرون از پول خودش كتاب ميخريد و براي آنها ارسال ميكرد يك شب كه از جبهه به كازرون آمده بود كه خانواده اش را ببيند چون ساعت 3 صبح رسيده بود درب نزده بود تا كسي بيدار نشود و تا صبح پشت در منزل پدرش نشسته بود و قرآن خوانده بود ،صبح كه برادر شهيدش مسعود (حميد ) رفته بود نان بخرد محمد را ديده بود كه روي زمين نشسته و قرآن ميخواند ، محمد هر وقت بالاي سر تربت شهدا ميرفت بالاي سر تك تك آنها ميرفت و فاتحه ميخواند ، در روزهاي سيزده بدر نماز باران ميخواند تا باران بيايد و مردم دست از خرافه پرستي اشان بردارند از مال دنيا جز كتاب چيزي نداشت و صاحب قلب سليمي بود وي در اثر اصابت گلوله آر پي جي دشمن بعثي مجروح شد و در روز شهادت امام محمد تقي (ع ) دربيمارستان چمران شيراز در حاليكه دكترها آب را براي وي مضر اعلام كرده بودند با زبان تشنه همانند سيدالشهدا شهيد شد و چهلمش در روز عاشورا افتاد ، هر كس محمد را مي شناخت در عزاي او خون گريست .........

  • مهمان (عبدالرضا احسن)

    وقتي محمد احسن شهيد شد در غسالخانه ديده شد كه كمر محمد از فرطي كه ساليان سال روي زمين خوابيده بود پينه بسته بود آيت الله ايماني در غسالخانه وارد شد و بعد از ديدن جسد اين شهيد گفت : تا كنون هيچ شهيدي به اين خوش بويي نديده ام . روزي محمد از جبهه به كازرون آمد ديد روي ديوار همسايه روبرويي منزلشان نوشته شده : برقرار باد پرچم تشيع علوي بر عليه تشيع صفوي . محمد بر آشفته شد و رو به برادرش مسعود (حميد ) ميكند و ميگويد : حميد غيرتت كجاست چرا اين مطاب را پاك نميكني ؟ ما يك تشيع بيشتر نداريم آن هم تشيع علوي است ، اين حرف اشتباه دكتر شريعتي است كه تشيع را دو تا معرفي كرده است . يكي از اقوام تعريف ميكرد كه محمد را در اهواز ميديدم ( قبل از اينكه محمد ديپلم بگيرد ) كه مرتب پيش يكي از اساتيد دانشگاه جندي شاهپور ميرفت و با او بحث مي كرد كه انسان از نسل ميمون نيست . روزي با محمد و برادر شهيدش مسعود (حميد ) و يكي از دوستان محمد و بنده به بيستون كازرون رفتيم روي ديوارهاي كوتاه آنجا راه ميرفتيم يكي گفت : سنگها سست نباشند و موجب افتادن ما نشوند ! محمد گفت : اين سنگها را برادرانم با جان و دل كنار هم گذاشته اند هرگز ما را نمي اندازد در همين سفر ، دو پسربچه انار فروش آمدند و سه انار به ما چهار نفر دادند و محمد 2 تومان (بيست ريال ) به ايشان داد كمي كه از هم دور شديم يكي از بچه ها برگشت و يك انار ديگر هم بدون اينكه پولي بگيرد به ما داد محمد گريه كرد و گفت : چون ديدند ما چهار نفريم اينكار را بدون مزد كردند محمد با بچه ها طرح دوستي ريخت و وقتي فهميد معلم بچه ها كمونيست و در كلاس درس ، تدريس ضد خدايي ميكند آدرس از بچه ها گرفت و كتاب از اهواز برايشان فرستاد اين در حالي بود كه محمد در همان روز ته كفشش سوراخ بود ومحمد در اين مورد هيچ چيز نميگفت . روزي كه براي آوردن " گياه مورد " براي مراسم خاكسپاري محمد به شاهپور رفتيم كشاورزي كه صاحب باغ بود و تعريف محمد را از ما شنفت گفت : اين شهيد را شناختم او براي بچه هاي ما كتاب رايگان ميفرستاد . محمد اخلاقش جوري بود كه وقتي كنارش قرار ميگرفتي يه آرامش عجيبي به شما دست ميداد اين در حالي بود كه محمد كم حرف و متفكر بود . شادي روح پاكش وبه اميد همنشيني با او در جنت الفاتحه

جستجو

تبلیغات

اوقات شرعی


JoomShaper