سرداری که می خواهد همچنان گمنام بماند

شنیده بودم بسیاری از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بی نام و نشان در این مرز و بوم زندگی می کنند و هیچ علاقه ای به نامدار شدن ندارند، با خود فکر می کردم مگر می شود کسی نخواهد از رشادت هایش حرف بزند، از خاطرات تلخ و شیرین جبهه تعریف نکند...

کدام مسئول از این رزمنده خجالت می‌کشد؟

آدرس داده‌اند آخر بازار جمشیدآباد، یک دستشویی عمومی. آتش از آسمان مرداد آبادان می‌بارد، بازار جمشیدآباد را در هوای داغی که براق شده و تو چشم می‌زند می‌رویم بالا،می‌آییم پایین. دنبال مردی که عضو مسجد قدس (صدر) آبادان بود. زمان حصر آبادان رزمنده بومی بود، برادرش علیرضا در همان روزها در مقاومت آبادان شهید شد و خودش حالا نگهبان یک سرویس بهداشتی در ته بازار یک محله حاشیه شهر است.

تنها خواسته یک قهرمان ملی

نامش «علمدار» است، جانباز 62 درصدی که به سختی نفس می‌کشد، می‌گوید: دردهایم نعمتند، من چون اقتدار و سربلندی ایران عزیز را می‌خواهم به سختی نفس می‌کشم تا مردم ایران راحت نفس بکشند.

صفحه5 از8

جستجو

تبلیغات

اوقات شرعی


JoomShaper