۳۳ سال بی‌خوابی برای یک جانباز +عکس

در روستای «قرقی» مشهد مردی زندگی می‌کند که 33 سال است چشمانش رنگ خواب را ندیده است. رجب رشیدی‌نسب، جانباز 25 درصد، سال 61 در شانزده سالگی عازم جنگ می‌شود و بر اثر اصابت ترکش به سرش، رگ خواب خود را از دست می‌دهد و دیگر نمی‌تواند خواب را در چشمانش احساس کند.

خدمتی که پایانش شکنجه بود

وقتی که به او رسیدم، یک کشیده آبدار، حواله صورتم کرد که زمین خوردم. دوباره گفت: بنشین. نشستم و دوباره با سیلی آن ملعون به زمین افتادم. چند بار نشستم و او با کشیده های خود من را نقش زمین کرد، تا اینکه بار آخر دیگر نتوانستم بلند شوم.

معجزه توسل

معجزه توسل عراقی ها که می دانستند آمپول ها کار خودشان را خواهند کرد، دیگر به سراغ آسایشگاه ما نیامدند و ما با خیال راحت، آن شب، چراغ عزاداری حضرت حسین (ع) را روشن کردیم.

زمستان تکریت

روزها در حیاط هواخوری، همه دور هم جمع می شدیم و چنان به هم می چسبیدیم که سرمای کشنده تکریت، درونمان نفوذ نکند. آن هایی که بیمار و کم توان بودند را زیر پر و بال خود می گرفتیم. بیمارترها را وسط دایره قرار می دادیم و مرتب خودمان را تکان می دادیم که بیشتر گرممان شود.

عاشورای اسرا به روایت ابوالقاسم آزرمی

فرمانده اردوگاه عراقی عزاداری را در پادگان نظامی ممنوع اعلام کرده و ما مجبور بودیم برای عزا داری‌هایمان نقشه بکشیم. سختگیری‌ها در روز عاشورا شدت گرفت و برای جلوگیری از عزاداری اسرا در روز عاشورا فرمانده پادگان تا نزدیکی‌های ظهر اسرای دیگر اتاق‌ها را مجبور به پیاده‌روی در اردوگاه کرد.

صفحه4 از8

جستجو

تبلیغات

اوقات شرعی


JoomShaper