صیاد شیرازی سپهبدی سرخوش از صبای وصل و قربت

سالهای پرحماسه دفاع مقدس و شبهای پرخوف و خطر آن بهانه ای بود برای ظهور شیرمردانی بی ادعا كه خوش درخشیدند و با افتخارآفرینی های بی نظیر خود در دفاع از میهن اسلامی جاودانه شدند، امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی یكی از این مردان بی ادعاست، امیری كه سرخوش از صبای وصل و قربت بود.

 




به گزارش سرویس «حماسه و دفاع» شهدای کازرون، نوشتن از شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی سرباز پاك باخته ولایت علوی و رهرو صدیق حضرت امام خمینی(ره) و حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) كه فراغ یاران را تحمل نكرد و مشتاقانه خود را در آغوش شهادت افكند و به مرگ سرخ با عزت و سربلندی لبخند زد و به آرزوی دیرینه خود رسید، سخت و مشكل است، اما می توان در خصوص این شهید والامقام ارتش اسلام اینگونه نوشت:
این حریفان مست جام وحدتند/ سرخوش از صبای وصل و غربتند/ آشنایی با خدا دارند و بس/ همدمی با نینوا دارند و بس/ جان خود بر روی جوشن بسته ‌اند/ با شط خون، راه دشمن بسته ‌اند/ جزئی از مصداق عشقی این چنین/ سیرت صیاد شیرازی ببین/ بنگر آن رخسار جان افروز را/ مظهر عشق تعلق‌ سوز را/ او كه مست از باده اخلاص بود/ در شمار بندگان خاص بود.
آری صیاد شیرازی از جمله امیران كم نظیری بود كه با عشق به اهداف مقدس انقلاب اسلامی و ولایت فقیه در راه حفظ و حراست از آرمانهای امام راحل و رهبر معظم انقلاب خالصانه مجاهدت های بیشماری از خود به یادگار گذاشت.
در این رهگذر، نخستین نكته ‌ای كه با یادآوری و یا شنیدن نام شهید صیاد شیرازی در ذهن هر شخصی متبادر می ‌شود، حضور او در میدان جهاد و نبرد و فداكاری ‌هایش در هشت سال دفاع مقدس به ویژه حضور وی در عملیات مرصاد و نقش مؤثر وی در پیروزی این عملیات است.
این انطباق ذهنی با چنان موقعیتی فقط جنبه ی زمانی و تاریخی ندارد، بلكه ویژگی‌های فرماندهی و اخلاقی شهید صیاد نیز به گونه ‌ای بود كه می ‌توان از او به‌ عنوان یك قهرمان و الگوی مجاهد فی‌ سبیل‌ الله یاد كرد.
كسانی كه حتی پس از پایان جنگ تحمیلی و در مسئولیت ‌های بعد از فرماندهی نیروی زمینی او را دیده‌اند، بر این نكته كه در هر موقعیت و شغلی همواره در حال تلاش و جهاد بود، اتفاق نظر دارند.
زندگی و شخصیت شهید صیاد شیرازی نشانگر این واقعیت است كه نمونه‌ای بارز و برجسته از الگوی قهرمانی و جهاد است، البته قهرمانی او از نوعی است كه خودش توصیف كرده و در این مورد می گوید:«قهرمان كسی است كه در جهاد اكبر بر نفس اماره ی خود غالب آمده باشد؛ آن طوری كه آرزوی یك‌ بارغفلت كردن و خدا را از نظر دور داشتن را در دل شیطان به گور فرستد. قهرمان كسی است كه در وابستگی به خدا و خط ولایت آن چنان آب دیده و توامند شده باشد كه با اطمینان قلبی، مهیای انجام هر تكلیفی باشد كه از محور ولایت بر عهده ی او بسپارند. قهرمان كسی است كه دل به دنیا نسپرد و در التهاب (شتافتن) به دیار دوست سر از پا نشناسد.»

**نگاهی گذرا به زندگی صیاد دل ها
امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی، فرزند زیاد، در روز چهارم خرداد ماه سال 1323 در شهرستان «درگز» از توابع استان خراسان به دنیا آمد. پس از طی دوران طفولیت، در گرگان به دبستان «منوچهری» رفت و دوره متوسطه را تا سال سوم در دبیرستان های «هدایت» و «فخرالدین اسعد گرگانی» در شهرهای شاهرود و گرگان طی كرد.
در خرداد ماه سال 1342 از دبیرستان امیر كبیر در تهران در رشته ریاضی دیپلم متوسطه گرفت.
یكسال بعد در آزمون ورودی دانشكده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم نظامی پرداخت. سه سال بعد، در مهر ماه سال 1346 با درجه ستوان دومی در رسته توپخانه فارغ التحصیل شد.
پس از فراغت از تحصیل در شیراز دوره رنجر و چتربازی را با رتبه عالی گذراند، در اصفهان دوره تخصصی توپخانه را دید و از سال 1348 به لشگر زرهی تبریز پیوست و خدمت رسمی خود را در نیروی زمینی آغاز كرد.
نخستین سمت وی «افسر دیده بان توپخانه و معاون آتشبار» بود. اما تخصص در جنگ سرنیزه، مدیریت علمی و مقتدرانه از سویی ایمان و اعتقاد قلبی به عنایات خاصه الهی حاصل از تمسك به نماز، عزتی را برای «ستوان دوم جوان» فراهم ساخته بود كه اقبال و ارادت ویژه سپهبد یوسفی ـ فرمانده لشگر تبریز ـ و سایر افسران و همكاران به او از نشانه های آن است.
در پایان 9 ماه حضور وی در تبریز، لشگر مزبور منحل گردید، علت اصلی آن فرماندهی لشگر بود كه به قول امیر صیاد: «فرمانده محكمی كه نه اعلی حضرت می گفت و نه هیچی».
پس از انحلال لشگر تبریز در اسفند ماه سال 1349، به لشگر 81 زرهی كرمانشاه منتقل و در گردان 317 توپخانه به عنوان «فرمانده آتشبار» مشغول به خدمت شد.
وی در همان سال اقامت در كرمانشاه ـ 1350ـ با دختر عموی خود ازدواج كرد. اوایل سال 1351 در آزمون اعزام به خارج دانش آموختگان دانشكده افسری شركت كرد و پس از قبولی برای تكمیل تخصص توپخانه به آمریكا اعزام شد. وی دوره سه ماهه تخصص «هواسنجی بالستیك» را در شهر «فورت سیل» ایالت «اوكلاهما» با نمره عالی و احراز رتبه اول از میان 20 افسر آمریكایی و ایرانی به پایان رسانید.
پس از بازگشت به میهن، در اواخر سال 1352 به اصفهان رفت و در دانشكده توپخانه مشغول تدریس گردید و در كنار انجام وظایف نظامی و شغلی، به تدریس زبان انگلیسی به طلاب حوزه علمیه «حاج حسن امامی» پرداخت.
او همزمان شخصیت سیاسی خود را نیز قوام بخشید، ارتباط با شهید كلاهدوز و اقارب پرست با توجه به عضویت آنها در گروه مخفی ارتش از نمونه های فعالیت سیاسی او در اصفهان است.
وی به عنوان یك نظامی موضع كاملاً مشخصی نسبت به حركت امام خمینی (ره) و انقلاب داشت، چنان كه به مدت سه روز از نوزدهم بهمن سال 1357 تا شامگاه پیروزی انقلاب اسلامی (بیست و دوم بهمن) به اتهام تحریك جوانان و سربازان به شورش و آشوب در پادگان در بازداشت بود و در روزهای پر التهاب و حساس اولیه پیروزی انقلاب با همكاری آیات عظام خادمی و طاهری به سوق دادن اوضاع بسوی آرامش و امنیت ایفای نقش نمود.
سروان صیاد شیرازی از ابتدای پیروزی انقلاب تا مهر ماه سال 1358 در اصفهان بود، در این مدت با همكاری نیروهای نظامی و دوستان انقلابی ـ كه بعداً پاسدار شدند ـ گروه سی نفره ای را تشكیل داده و به حفظ و حراست از پادگان پرداخت.
در مهر ماه سال 1358 اخبار ناگواری از كردستان می رسید،«سقوط پادگان مهاباد و غارت تیپ»، خصوصاً «قتل عام 23 نفر از پاسداران» كه در پانزدهم مهر ماه در حوالی سردشت توسط ضد انقلاب صورت گرفته بود.
دكتر چمران، سروان صیاد شیرازی، و سرتیپ فلاحی ـ فرمانده وقت نزاجا ـ به بانه آمدند، تیمسار در بانه ماند و سایر نفرات با هلی كوپتر به پادگان سردشت رفتند (21 مهر ماه).
در مدت 17 روز حضور در منطقه سردشت با فرماندهی دكتر چمران 9 عملیات چریكی با موفقیت صورت گرفت، حضور وزیر دفاع در صحنه نبرد انگیزه های مضاعفی برای خدمت به وجود می آورد و نتیجه این همكاری سلب آسایش و عقب نشینی نیروهای ضد انقلاب گردید.
در زمستان سال 1358، «قرارگاه عملیاتی غرب» در كرمانشاه با فرماندهی سرهنگ صیاد شیرازی تشكیل شد. لشگر 81 زرهی كرمانشاه، لشگر 16 زرهی قزوین، لشگر 28 كردستان و تیپ 23 نیروی مخصوص و تعدادی از پاسداران انقلاب اسلامی هسته اصلی تشكیل قرارگاه بودند.
شهید ناصر كاظمی فرماندار پاوه و فرمانده سپاه آنجا نیز ارتباطی تنگاتنگ با قرارگاه برقرار نمود. نخستین عملیات پس از تشكیل قرارگاه «آزادسازی مریوان» و پاكسازی كلیه محورهای مراسلاتی به آن بود.
در همان ایام با بروز برخوردهای سیاسی در میان مسئولین رده بالا (شهید بهشتی و روحانیت با بنی صدر) و كشیده شدن این اختلافات به میان مردم، قرارگاه عملیاتی غرب با هدف متوجه ساختن مسئولین به مسائل كردستان اعلامیه ای صادر كرد و خواستار وحدت و یكپارچگی مسئولین و حمایت از مبارزات در كردستان شد.
بنی صدر احساس كرد قرارگاه در حمایت از شهید بهشتی درآمده و بدین طریق نسبت به عزل سرهنگ از فرماندهی قرارگاه غرب مصمم شد و سرهنگ عطاریان معدوم را به جای او منصوب كرد.
سرهنگ صیاد به فرماندهی كردستان منصوب شد، اما عملاً به انزوا كشیده شده بود، طرح «والعادیات» را نوشت اما رئیس جمهور موافقت نكرد.
در مدت 44 روز حضور در منطقه، شهرهای اشنویه و بوكان آزاد و امنیت نسبی در شمال غرب كشور حكم فرما گردید.
صحنه اصلی جنگ در خوزستان ـ هدف اصلی و اساسی عراق ـ در جریان بود، آبادان نزدیك به یك سال در حال محاصره و در شرف سقوط بود، نیروهای عراقی به شرق كارون نفوذ كرده و در حال تحكیم موقعیت و پدافند بودند، پنجم مهر ماه سال 1360 یعنی تقریباً یك سال پس از آغاز تجاوز عراق، اولین عملیات آفندی بزرگ ارتش جمهوری اسلامی ایران ـ با نام ثامن الأئمه ـ به اجرا درآمد، در یك یورش برق آسا، در مدت دو روز شكست سختی به نیروهای متجاوز وارد شد و با انهدام كامل لشگر 3 زرهی عراق در شرق كارون، محاصره آبادان را در هم شكستند و رؤیای رژیم بغداد برای تصرف آبادان و كنترل آب راه اروند رود برای همیشه نقش بر آب شد.
پس از اجرای موفقیت آمیز عملیات ثامن الأئمه، جمعی از فرماندهان عالی رتبه نظامی از جمله سرتیپ فلاحی جانشین ستاد مشترك ارتش، سرهنگ فكوری فرمانده نیروی هوایی، سرهنگ نامجوی وزیر دفاع، سرگرد یوسف كلاهدوز، قائم مقام عملیاتی سپاه پاسداران و محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر، در حالی كه با یك فروند هواپیمای «سی 130» از خوزستان به تهران باز می گشتند در اثر سانحه سقوط هواپیما به شهادت رسیدند.
با شهادت فرماندهان عالی رتبه، تغییراتی در كادر بالای ارتش بوجود آمد و با انتصاب سرتیپ ظهیرنژاد ـ فرمانده وقت نیروهای زمینی ـ به ریاست ستاد مشترك و سرهنگ توپخانه علی صیاد شیرازی به «فرماندهی نیروی زمینی» منصوب شد.
اینك او پس از آزاد سازی اشنویه و بوكان و برقراری امنیت در مناطق آشوب زده شمال غرب كشور با انتصاب به فرماندهی نزاجا به عنوان نخستین اقدام فوری، «قرارگاه مشترك ارتش و سپاه» را در اهواز تشكیل داده و بر مبنای تدبیر كلی و طرح ابلاغی مبنی بر اجرای عملیات در خوزستان بررسی های مقدماتی را آغاز نمود.
عملیات طریق القدس در شامگاه هشتم آذر سال 1360 در منطقه عمومی بستان آغاز گردید و پس از چهار شبانه روز حمله همه جانبه زمینی و هوایی، شهر بستان و حدود 600 كیلومتر از مناطق اشغالی آزاد و ارتباط میان نیروهای دشمن در شمال و جنوب قطع گردید و رزمندگان اسلام به مرزهای بین المللی در منطقه شیب و هورالعظیم رسیدند.
عملیات طریق القدس نقطه عطف و مقدمه فتح المبین شد، نیروی استثنایی كه از حیث وجود روحیه شهادت طلبی و ایثار و اخلاص، قابل مقایسه با جنگ های صدر اسلام بود.
حركت به سوی خرمشهر از مناسب ترین محور؛ یعنی جاده خرمشهر به اهواز و شرق آن ـ رودخانه عرایض ـ آغاز شد، از سپاه پاسداران تیپ 27 محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله)، تیپ 14 امام حسین (علیه السلام)، تیپ 8 نجف اشرف و از ارتش تیپ یك لشگر 21 حمزه سید الشهداء به فرماندهی سرتیپ شاهین راد و تیپ سه از لشگر 77 خراسان، حضور داشتند.
دهم اردیبهشت ماه، مرحله نهایی از دو محور آغاز شد، شهید جاوید الاثر احمد متوسلیان و شهید خرازی نقش بسزایی در پیش روی نیروها داشتند. شهید خرازی با اجازه مستقیم فرمانده نیروی زمینی با هفتصد نفر به خونین شهر حمله كرد و در نهایت خونین شهر در ساعات اولیه صبح روز سوم خرداد ماه سال 1361 آزاد شد.
عملیات رمضان در تاریخ 1361/04/22 انجام و سه قرارگاه (فجر، فتح، نصر) حملات موج گونه شبانه ای را به سوی بصره انجام دادند، عراق برای اولین بار از دفاع متحرك استفاده می كردند و با توجه به این كه در خاك خود دفاع می كرد و از تانك پیشرفته «تی 72» بهره می برد، توانست پس از تحمل تلفات بسیار پدافند نموده و در نهایت خلاء بوجود آمده در جناح شمالی نیروهای ایرانی، موجب شد تا عراق از بزرگترین شكست نظامی نجات پیدا كند.
پس از عملیات رمضان، ارتش و سپاه پاسداران در سراسر جبهه ها اقدام به تقویت نیرو و تجدید سازماندهی و تجهیز قوا نمودند، پس از سه ماه در نهم مهر سال 1361 عملیات هجومی جدیدی به نام «مسلم بن عقیل (ع)» با فرماندهی فرمانده نیروی زمینی در محور سومار آغاز شد، این عملیات یك آفند ضربتی پر توان بود و دو یگان ضربتی ارتش و سپاه، هسته اولیه آن بودند، تیپ 27 محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) نیز به فرماندهی سردار رشید اسلام شهید حاج ابراهیم همت حضوری فعال داشت.
تصرف ارتفاعات مشرف بر منطقه استراتژیك و رزمی و اخراج كامل دشمن از منطقه سومار حاصل این حمله بود.
پس از عملیات بدر و در اوایل سال 1364 با تصویب شورای عالی دفاع سازمان ارتش و سپاه جدا شد و مقرر گردید، هر یك از دو نیروها با اختیار تام، عملیات مستقل انجام دهند.
در این مقطع نیز تابستان سال 1365 فرمانده نیروی زمینی همراه با حركت كلی نظام مقدس جمهوری اسلامی در مواجهه با دشمن به عنوان عنصری تعیین كننده و ركن اصلی طراحی و اجرای عملیات مطرح بود.
به هر حال فرمانده لایق نیروی زمینی، پس از حدود 5 سال انجام وظیفه در مسئولیت خطیر فوق در تیر ماه سال 1365 از سمت خود استعفا داد و بلافاصله با پیشنهاد آیت الله العظمی خامنه ای ـ ریاست جمهوری وقت ـ و تصویب رهبر فقید انقلاب به سمت نمایندگی حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع منصوب شد.
در روز 18 اردیبهشت ماه 1366 به همراه تعداد دیگری از فرماندهان ارتش با پیشنهاد رئیس شورای عالی دفاع و موافقت امام (ره) به درجه سرتیپی ارتقای مقام یافت.
اگر چه تا پایان جنگ تحمیلی، تنها موضوع جنگ و حضور مستمر و مفید در جبهه در اندیشه صیاد شیرازی دور می‌زد، اما عمده فعالیت شاخص نظامی او در پایان جنگ و درگیری با ضد انقلاب در عملیات مرصاد شكل گرفت.
او ضد انقلاب را از كردستان می‌شناخت، ضد انقلاب نیز او را به خوبی می‌شناختند، او همان افسری بود كه قبل از آغاز جنگ مانع از تجزیه كردستان شده بود و در نهایت علت اصلی شهادت او همان؛ مبارزات و ضربات مهلكی بود كه بر پیكره ضد انقلاب وارد آورده بود.
پس از پذیرش هوشیارانه قطعنامه 598 سازمان ملل از سوی حضرت امام (ره) به تشخیص مصلحت ایشان، عراق با منافقین مسلح همراه شده و در تاریخ 1367/03/05 از طریق سر پل ذهاب به طرف شهر «كرند» حركت نمود.
سرتیپ صیاد شیرازی سریعاً خود را به كرمانشاه رسانده و با فعال نمودن هوا نیروز و سازما‌ندهی نیروها و طراحی عملیات به همراه فرماندهان سپاه به مقابله با منافقین برخاست و در عملیات مرصاد نقش فوق‌العاده‌ای در پیروزی نهایی ایفا نمود.
انهدام منافقین و شكست دشمن، فصل شیرینی پایان جنگ هشت ساله بود.
ایران در مقابل نیمی از ارتش دنیا در پوشش حزب بعث،به شكل قهرمانانه‌ای از مرزهای تاریخی خود دفاع نمود، انقلاب در جنگ صدور یافت، مظلومیت ایران انقلابی در جنگ ثبوت یافت، پرده از چهره تزویر جهانخواران برداشته شد و ایران دوستان و دشمنان خود را شناخت.
بعد از پایان جنگ تحمیلی سرتیپ صیاد شیرازی در كمیسیون های شورای عالی دفاع نقشی فعال داشت، به طور جامع و علمی به مسائل اساسی مرتبط با نیروهای مسلح و دفاع مقدس پرداخته و با مطالعه و تحقیق راهكارهای مناسبی در رابطه با بهبود یافتن وضعیت دفاعی و تجهیز یگان های مختلف ارتش ارائه می‌نمود، حضور او در شورا باعث تحرك و پویایی مجموعه شد، از جمله مواردی كه به پیشنهاد او جلسات متعدد و اقدامات مثبتی در سطح نیروهای مسلح صورت گرفت می‌توان به طرح استراتژی كلی نظام درباره منافقین در چگونگی برخورد با ایشان نیز بهبود بخشیدن به وضعیت دفاعی و عمرانی جزایر و سواحل مناطق دریایی و مسایل كردستان اشاره كرد.
شهید صیاد ضمن تدریس در دانشگاه افسری با مشورت با محققین حوزه و دانشگاه سعی در بررسی تطبیقی جنگ تحمیلی و جنگهای صدر اسلام داشت و به طور جدی در این رابطه به تحقیق پرداخت. در عین حال او خواستار ثبت تاریخ انقلاب و جنگ تحمیلی بود و هیأت معارف جنگ در همین راستا توسط علی صیاد شیرازی تاسیس گردید.
سرتیپ صیاد شیرازی در مهر ماه سال 1368به درخواست رئیس ستاد فرماندهی كل نیروهای مسلح و موافقت مقام معظم رهبری به «معاونت بازرسی كل نیروهای مسلح» انتخاب گردید و در شهریور ماه سال 1372 با حكم فرمانده معظم كل قوا به سمت «جانشینی رئیس ستاد كل نیروهای مسلح» منصوب شد و در 16 فروردین 1378 همزمان با عید خجسته غدیر خم به دست مقام معظم رهبری به درجه سرلشگری نائل آمد.
سرانجام در روز بیست و یكم فروردین ماه 1378 در مقابل درب منزل مسكونی خود در تهران مورد هدف عناصر ضد انقلاب قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد.
در نگاهی اجمالی به شخصیت شهید صیاد شیرازی، مجموعه‌ای كاملاً منسجم از یك انسان كامل دیده می‌شود، او از نظامی بودن، شیعه بودن، ایرانی بودن و بسیجی بودن هیچ كم نداشت؛ بدون ذره‌ای تلاش برای مطرح شدن، بدون كوچكترین ادعایی برای بودن و بدون حتی اشاره‌ای به افتخارات و 70 درصد جانبازی پهلوانانه.
انسان متعهدی كه برای ساختن جهان بینی كلی خود نسبت به جهان هستی حداقل 25 سال وقت گذاشت، مطالعه كرد و محاسبه نمود. انقلاب اسلامی و امام، گمشده ایدئولوژی او بودند و با یافتن آنها به یقین رسید و مخلصانه تا آخرین لحظه حیات، مجاهدت نمود.
صیاد شیرازی با حمایت از پاسداران انقلاب، شركت دادن آنها در مسائل نظامی و آموزش­ های تخصصی‌ لازم، بستر اصلی تشكیل قطب نیرومند نظامی دیگری به نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» از ایران بعد از انقلاب را فراهم ساخت.
یكی از روحیات خاص شهید، گرایش به وحدت و پرهیز از اختلافات بود، او این اعتقاد را در كلیه شئون زندگی خود سرایت داده بود و در بعد نظامی و در زمان جنگ نیز هدف او در كنار هم جنگیدن رزمندگان بود.
در راستای همین پرهیز از اختلاف، شهید صیاد بعد از جنگ تحمیلی نیز هیچ گاه وارد احزاب و گروه‌های سیاسی نشد و در خط واحد ولایت بود.
در باب امور فرهنگی و اجتماعی چنان كه از خاطرات نزدیكان و یادداشت های خود او به دست می‌آید وی در عین مشغله كاری فراوان با برنامه ریزی مناسب به مطالعه تفاسیر قرآن مجید و مطالعات علمی و اجتماعی پرداخته و حداقل هفته‌ای یك بار به دیدار علما می‌رفت. كمك به خانه و خانواده، تربیت فرزندان با تزریق روحیه اعتماد به نفس، آموزش عملی اصول و مبانی عالیه و اصیل اسلامی در سرلوحه برنامه‌های او بود.

** استقامت و پایداری
مهم‌ترین ویژگی‌ فرماندهی شهید صیاد، استقامت و پایداری وی در امور بود، در فرمان حضرت امام علی (علیه السلام) به مالك اشتر چنین آمده است: «به آن افسر احترام كن كه شجاع و جسور است و در مقابل طوفان حوادث همچون كوهی پولادین، ایستادگی و مقاومت می‌كند.»
یك فرمانده در اجرای مسئولیت‌ها، اهداف و مأموریت‌هایی كه به عهده‌ دارد به خصوص در میدان نبرد، با موانع و مشكلاتی مواجه می‌گردد،‌ از جمله شرایط یك فرماندهی موفق، تصمیم به موقع و حل مشكلات در شرایط بحرانی است، بدون آن كه دچار عجله و سراسیمگی گردد.
توانایی فكری و علمی، قدرت درك، تجزیه و تحلیل مسائل و مشكلات، تمركز فكری، كنترل و نظارت مستمر بر امور زیردستان، صبر و حوصله، قدرت تحمل فشار كار و خویشتن‌دار بودن در مقابل افراد و مصائب، هر كدام به تنهایی از عوامل تعیین‌كننده در پیشرفت و موفقیت یك فرمانده كاردان و با تدبیر است.
در انتصاب فرماندهان از طرف رسول اكرم (صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم) و حضرت علی (علیه‌السلام) این ویژگی از شرایط عمده ی انتصاب به حساب می‌آمد.
وقتی كه خبر شهادت مالك اشتر به حضرت علی (علیه‌السلام) رسید، ایشان به عمده‌ترین صفت‌ مالك؛ یعنی استقامت و پایداری او اشاره نموده و فرمودند: «مالك اشتر را می‌گویید كه تا چه اندازه مرد بود. مالك اگر كوه بود، همانا كوهی بود بلند و قله‌ای بود شامخ و اگر سنگ بود، سنگی بود سخت كه پای هر رهنوردی به دامن آن نمی‌رسید و هیچ پرنده ی بلند پروازی بر بالای آن پریدن نمی‌توانست.»
آن چه كه عملكرد شهید صیاد شیرازی در مسئولیت‌های گوناگون از همان ابتدای حضور در كردستان نشان می‌دهد، او نیز همانند مالك‌اشتر بدون وقفه و در تمام اوقات شبانه‌روز در جهاد و تلاش بود.
امیر سرتیپ پورشاسب یكی از فرماندهان نیروی زمینی در سال‌ های گذشته و از همرزمان شهید صیاد شیرازی در كردستان اظهار می‌دارد: «در یكی از عملیات‌ها در نزدیكی (شهر) بانه به شدت مجروح و برای مداوا به تهران اعزام و در بیمارستان بستری شد، چند روزی در بیمارستان بستری بود كه در همان ایام، برای اولین‌بار آمبولانسی به كشور وارد شد تا برای حمل مجروحان استفاده شود. این آمبولانس در اختیار مناطق عملیاتی و بیمارستان‌ها قرار گرفت.
شهید صیاد شیرازی در همان حال كه روی تخت دراز كشده بود و توانایی نشستن هم نداشت به پرستاران گفت: مرا داخل آمبولانس جدید ببرید، ببینم چگونه وسیله‌ای است؟ می‌خواهم آن را از نزدیك مشاهده كنم. وقتی او را به داخل آمبولانس بردند، این شهید بزرگوار از آمبولانس بیرون نیامد و گفت: این آمبولانس حركت كند و مرا به منطقه برساند، و با همان حال او را مجدداً به كردستان منتقل كردند. به گفته ی سرهنگ حسن كلانتری، شهید صیاد شیرازی از داخل همان آمبولانس هدایت عملیات‌ را به عهده‌ گرفت و حتی به بازدید برخی محورها هم می‌رفت.»
** توكل و صداقت
قبله ی شهید صیاد شیرازی و به عبارتی محور مدیریت و فرماندهی‌اش رضایت خداوند و توكل بر او بود، به‌ همین علت هرگز بر اساس مصلحت طلبی سخنی به زبان نمی‌‌آورد، حتی برای انجام چند عملیات بعد از بیت‌ المقدس، وقتی برای جلسه ی مشاوره با سایر فرماندهان به نزد امام خمینی رحمت الله‌ علیه می‌رفت، اگر مخالف با اجرای عملیات بود با كمال صداقت نظرش را بیان می‌كرد و حتی در حالی كه سایر فرماندهان برای انجام عملیاتی كه بعداً به شكست انجامید نظر مثبتی داشتند، وی به صراحت اعلام كرد كه اجرای چنین عملیاتی خودكشی است.
او در مشكلات و برای تصمیم‌گیری در موارد سخت، پس از بررسی و ارزیابی تمام جوانب اصولی و علمی و انجام مشاوره، وقتی به نتیجه ی قطعی نمی‌رسید، دو ركعت نماز به جای می‌آورد و بعد با توكل بر خداوند تصمیمش را می‌گرفت.

** تواضع و فروتنی
حضرت علی (علیه‌ السلام) می‌فرماید: فرمانده موظف است كه هر قدر بر پایه ی مقامش افزوده می‌شود، بر فروتنی و تواضع خود بیفزاید. امیر مؤمنان علی (علیه‌ السلام) در فرمان خود به مالك اشتر نیز می‌فرماید: «كبر و بزرگی ویژه ی خداوندگار است، زنهار تو مبادا به تكبر در همانندگان خویش كه روزی چند رعیت و زیردست تواند، بنگری و خود را از پایه ی بندگی فراتر فراشته، خیال خدایی در خاطر بپروری.»
نكته ی مهمی كه از ابعاد شخصیتی شهید صیاد شیرازی به شمار می‌رود آن است كه وی معنی و روح تواضع و فروتنی را به خوبی درك كرده بود و هرگز تظاهر به عمل دلخواه دیگران نمی‌كرد. او به‌ علت این تواضع و فروتنی خالصانه، هرگز در برابر دشمن و همچنین افراد متخلف و كم‌كار و فرصت‌طلب انعطاف ‌نداشت و به درستی از مصادیق این فرمایش حضرت‌ علی‌ (علیه‌ السلام) به‌ خصوص در میدان جهاد و جنگ بود كه: «من آن افسر را دوست می‌دارم كه با ناتوانان و بیچارگان فروتن و با گردنكشان همچون قهر الهی بی‌رحم و متكبر باشد.»

** شهامت و شجاعت
در مورد شجاعت و شهامت شهید صیاد شیرازی، همرزمان او چه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و چه در نیروی زمینی ارتش خاطرات و نمونه های فراوانی دارند كه تنها به یك خاطره از قول امیر سرتیپ عبدالعلی پورشاسب اكتفا می‌شود:
«در سال 1358 روزی در یكی از مناطق غرب كشور هنگام مبارزه با ضد انقلاب با یك گروهی همراه بودم كه شهید صیاد شیرازی مسئولیت فرماندهی آن را به عهده داشت. نزدیك غروب به منطقه رسیدیم كه گفته می‌شد به‌ علت تسلط عوامل ضدانقلاب، عبور از آن منطقه خطرناك است و تا هوا كاملاً تاریك نشده باید از آنجا عبور می‌كردیم. از طرفی نزدیك به اذان مغرب به پایگاهی رسیدیم كه تعدادی از رزمندگان نظامی در آن مستقر بودند.
افرادی كه در آن پایگاه حضور داشتند به ما توصیه ‌كردند كه تا هوا كاملاً تاریك نشده منطقه را ترك كنیم. اما شهید صیاد شیرازی اصرار كرد كه 'هنگام نماز فرا رسیده و ما بایستی بعد از اقامه ی نماز به سمت پایگاه اصلی حركت كنیم'. با وجود مخالفت اكثر اعضای گروه، ایشان دستور داد كه باید بعد از نماز آن جا را ترك كنیم و لذا پس از اقامه نماز جماعت به سمت مقر اصلی به راه افتادیم.
شهید صیاد شیرازی هنگام بازگشت در میان راه به من گفت: «من میزان خطر را كاملاً احساس می‌كردم، اما اولاً باید نماز سر وقت می‌خواندیم و ثانیاً باید به این‌ها درس می‌دادیم، درس شجاعت و شهامت. اگر در آن ساعت حركت می‌كردیم، ترسی كه در وجودشان بود بیشتر می‌شد.»

** مردمی بودن
شهید صیاد شیرازی از نظر شخصیتی كاملاً مردمی بود كه این ویژگی‌ را می‌توان نشانه ی فروتنی و تواضع وی نیز به‌ شمار آورد. اما از آنجایی كه هر كدام از این خصوصیات، آثار و علائم خاص به خودش را دارد، به همین علت ویژگی مردمی بودن را جداگانه توضیح می‌دهیم.
در قرآن كریم وقتی خداوند می‌خواهد ویژگی‌های رسول گرامی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را بیان فرماید، به مهم‌ترین آنها اشاره می‌نماید كه مردمی بودن جز همین خصوصیات برجسته به شمار آمده است:
«رسولی از جنس شما، برای هدایت خلق آمد كه از فرط محبت و نوع پروری، فقر و پریشانی و جهل و فلاكت شما بر او سخت می‌آید و بر آسایش شما بسیار حریص، كوشا و به مؤمنان مهربان و رئوف است.»
طبق این آیه، فرمانده نباید خودش را از دیگران جدا تصور كند، پیوند و همبستگی میان فرمانده و مردم و ایجاد رابطه و صمیمیت با دیگران از ویژگی‌های مهم فرمانده است. از دید كلی یك فرمانده باید با همه مهربان باشد، به طوری كه مثلاً همه ی آنها این اجازه را داشته باشند كه مشكلات خود را با وی در میان بگذارند.
بر اساس آنچه بیان شد علت موفقیت و محبوبیت شهید صیاد شیرازی، هم به صفات شخصی و هم به ویژگی‌های مدیریتی وی مربوط می شود و نكته ی مهم آن كه همه ی این ویژگی‌ها متأثر از اعتقاد قلبی او بود كه همواره خدا را ناظر افكار، نیّات‌ و اعمال خود می‌دانست. گر چه چنین ایده‌ای را هر مسلمان و مؤمنی می‌تواند داشته باشد، اما شهید صیاد‌ شیرازی از این جهت به یقین رسیده بود و در واقع رمز موفقیت شهید صیاد شیرازی تقوا، اخلاص، تلاش و جهاد در راه خدا بود و بدون تردید كسی كه در جهت رضای الهی و در مسیر حق و حقیقت و عدالت گام بردارد، خداوند نیز همواره او را یاری خواهد نمود كه :اِنْ تَنْصُرُ اللهَ یَنْصُرْكُمْ وَ یُثَّبِتْ اَقدَامَكُمْ.

در وصیت نامه امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی آمده است:خداوندا! این تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایتت قرار دادی. خدایا! تو خود می‌دانی كه همواره آماده بوده‌ام آنچه را كه تو خود به من دادی، در راه عشقی كه به راهت دارم، نثار كنم. اگر این نبود، آن هم خواست تو بود. پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نمی‌دانم چه موقع خواهم رفت ولی می‌دانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم‌ خورده‌ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.
از پدر و مادرم كه حق بزرگی بر گردنم دارند، می‌خواهم كه مرا ببخشند؛ من نیز همواره برایشان دعا كرده‌ام كه عاقبت به خیر شوند. از همسر گرامی و فداكار و فرزندانم می‌خواهم كه مرا ببخشند كه كمتر توانسته‌ام به آنها برسم و بیشتر می‌خواهم وقف راهی باشم كه خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده است. آنچه از دنیا برایم باقی می‌ماند، حق است كه در اختیار همسرم قرار گیرد.
از همه آنهایی كه از من بد دیده‌اند، می‌خواهم كه مرا به بزرگی خودشان ببخشند و بالاخره از مردان مخلص خودم به ویژه حاج آقا امیر رنجبر نیكدل، استدعا دارم در غیاب من به امور حساب و كتاب من برسند و با برادران دیگر چون جناب سرهنگ حاج آقا آذریون و تیمسار حاج آقا آراسته در این باب، تشریك مساعی نمایند.
خداوندا! ولی امرت حضرت آیت‌ الله خامنه‌ای را تا ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین.
از: فرهاد شرف پور

ایرنا

 

 

اشتراک گذاری

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد

جستجو

تبلیغات

اوقات شرعی


JoomShaper